ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - قسم سوم
قسم سوم - بايد اين اصل را بپذيريم كه چنان نيست كه همهء واقعيّاتى كه در قلمرو انسان در حال ارتباط با جهان و همنوعان و همهء شئون زندگى وى در جريانند و قابل درك و دريافت مى باشند ، بايستى براى شناخت و اطَّلاع مورد پيگيرى قرار بگيرند . معناى اين اصل ترجيح جهل بر علم نيست ، بلكه توضيح منطقى امكانات و ظرفيّتهاى آدميان است كه نمى توانند در هر حال توانائى اطَّلاع از ناگواريهاى سرنوشت آينده و نتائج تباه كنندهء سر گذشت را داشته باشند ، مانند اطَّلاع يافتن بيمار از اين كه بيمارى او مهلك است . پيش از توضيح اين مسأله چند آيه از قرآن مجيد را در نظر مى گيريم : ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا الله عَنْها وَالله غَفُورٌ حَلِيمٌ . قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ ) . [١] ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از چيزهائى سؤال نكنيد كه اگر براى شما آشكار شود ، شما را ناراحت نمايد و اگر از آن اشياء در موقعى كه قرآن نازل مى شود بپرسيد ، براى شما آشكار خواهد شد . خداوند از آنها عفو فرمود [ يا سؤال نكنيد از اشيائى كه خدا از آنها عفو فرموده است ] و خداوند بخشنده و شكيبا است . قومى پيش از شما از اشيائى سؤال كردند و سپس به آنها كفر ورزيدند . ) در تفسير اين آيات مطالبى در كتب تفسير آمده است ، از آن جمله در مجمع البيان در تفسير همين آيات در سورهء مائده مى گويد : چنين روايت شده است كه عدّه اى از پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم سؤالاتى كردند تا حدّى كه سؤال از حدّ اعتدال خارج شد و آن حضرت را سؤال پيچ نمودند .
پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ناراحت شد و براى سخنرانى ( ايراد خطبه ) برخاست و فرمود : « سؤال كنيد از من ، سوگند بخدا از هيچ چيزى سؤال نخواهيد كرد مگر اين كه براى شما روشن خواهم ساخت . » مردى از قبيلهء بنى سهم كه عبد اللَّه بن حذافة ناميده شده و نسبش مورد
[١] المائده آيات ١٠١ و ١٠٢ .