ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - يك مسألهء مهمّ در بارهء زيبائى و قدرت
احساس و حركت و اراده ( خواستن ) . يعنى حيات تا آنجا كه براى ما قابل درك است ، داراى سه ركن اساسى مزبور است و با فقدان هر يك از آنها ، يا تضعيف و تقويت آن ، ركنى از حيات مفقود ، يا ضعيف يا قوى مى گردد ، زيرا حيات اگر چه امرى بسيط است ، ولى نوع بساطت آن مى تواند با شدت و ضعف سازگار بوده باشد ، مانند بساطت دو ركن از اركان سه گانه ( احساس ، اراده ) كه براى حيات ضرورى است زيرا ، احساس قابل تجزيه و تركيب فيزيكى نيست ، چنانكه اراده هم قابل تجزيه و تركيب فيزيكى نمى باشد . و امّا حركت كه داراى دو بعد است : بعد يكم ، جريان عينى و محسوس . حركت از اين بعد قابل تجزيه و تركيب است ، مانند تجزيهء حركت به امتداد يك كيلومتر به حركت در يكى از دو پانصد متر و تركيب حركت در پانصد متر با پانصد متر ديگر كه مجموعا حركت در يك كيلومتر را تشكيل مى دهند .
بعد دوم ، حركت با نظر به عامل درونى آن ، مثلا اشتياق به انتقال از نقطه اى به نقطهء ديگر . قطعى است كه اشتياق و مشاهدهء درونى ، جريانى قابل تجزيه و اضافه و تراكم تركيبى نمى باشد ، بلكه همان طور كه گفتيم اشتياق مانند ديگر پديدههاى كيفى و روانى قابل شدّت و ضعف ميباشد . تعريف مزبور براى حيات از ديدگاه علمى و ذهنى در همهء دورانها تا اين لحظه كه اين جانب اين كلمات را مى نويسم مورد قبول است .
البتّه مى دانيم كه با گذشت قرون و اعصار در بارهء منشأ حيات و ميدان مادّى آن و همچنين در بارهء تكامل و انواع تكامل حيات و غير ذلك صدها مسائل مهمّ وارد ميدان تحقيق شده است ، ولى در اين كه سه ركن مزبور ( احساس ، حركت ، اراده ) اركان اساسى حياتند ، هيچ احدى ترديد قابل توجّه منطقى ننموده است . ما در اينجا براى اثبات اين كه انسان فقط با بينائى و آگاهى است كه مى تواند اثبات كند كه او زنده است ، احساس و حركت و اراده را مورد بررسى قرار دادهايم ، و الَّا هر يك از امور سه گانه مسائل بسيار زيادى دارد كه در علوم مربوطه مورد تحقيق قرار مى گيرد . احساس ، مقدّمهء اصلى آگاهى و بينائى است و بدون احساس ، آگاهى و بينائى قابل تحقّق نيست . اكنون براى توجّه و تحقيق بيشتر مطالبى را كه مولوى در بارهء آگاهى و اين كه ركن اساسى جان آدمى آگاهى است ، آورده ، متذكَّر مى شويم :