ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - ٢ - اختيار فرشته اى
ملاحظه مى شود كه مولوى صريحا مى گويد : ذات حقّ از درك و دريافت انسانهاى كمال يافته دور نيست و آنان مى توانند آن ذات اقدس را درك نمايند . بار ديگر به اين دو بيت دقّت فرماييد :
< شعر > در وجود از سرّ حقّ و ذات او دورتر از وهم و استبصار كو چون كه آن مخفى نماند از محرمان ذات وصفى چيست كان ماند نهان < / شعر > بنا بگفتهء مولوى ، همان طور كه رهبر روحانى و مرشد ملكوتى امكان وصول درك انسانى را به ذات اقدس ربوبى تصديق ميكند ، بطور قطع امكان وصول درك انسانى را به ماهيّت نفس نيز مى پذيرد . ولى ما اين عقيده را با نظر به محدوديّت حواسّ و ذهن و عقل بشرى و قصور آنها از شناخت ذات پاك ربوبى ، نمى پذيريم و درك و دريافت آن اشخاصى را كه دم از دريافت ذات خدائى زده و تا آنجا جرأت كردهاند كه بگويند : « من حقّم » ، « نيست در ميان لباسم جز خدا » ، قابل بررسى و تأمّل مى دانيم .
لذا گفته مى شود كه : اين اشخاص با پيشرفت در بكار انداختن يكى از ابعاد روانى ابعاد ديگرى از من يا نفس خود را روياروى خود برنهاده ، ذات خدا را با مقدارى از ابعاد نفس يا من خود اشتباه كردهاند .
اين نكتهء مهمّ را بايد مورد توجّه قرار بدهيم كه اگر شناخت نفس امكان پذير بود ، انسانها مى توانستند از ورود خيالات بىاساس و توهّمات بىپايه و نوسانات اضطراب آور نرم و تند و حيرت انگيز و درد آور به صحنهء درون جلوگيرى نمايند .
< شعر > اى برادر عقل يكدم با خود آر دمبدم در تو خزانست و بهار موجهاى تيز درياهاى روح هست صد چندان كه بد طوفان نوح < / شعر >