ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - اى بنى اميّه ، بشنويد يا نشنويد ، بزودى دنيا و رياست بىاساس آنرا با كمال ذلَّت و خوارى از دست خواهيد داد
حال كه بدون رساندن يك قطره آب زلال به گلوى تشنگان حقيقت ، راهى زير خاك گشتهاند ، ناشى از تكيه بر جهالت خود بوده است كه خداوند آنان را بدانجهت مورد بازخواست قرار خواهد داد . تكيه و اعتماد بر جهالت علل و انواعى دارد كه همهء آنها از ديدگاه اسلام شديدا ممنوع است . از آن جمله : ١ - تكيه بر جهالت ناشى از اين كه اگر عالم شود تكليف يا تكاليفى متوجّه او خواهد گشت ، لذا براى رفع يا دفع تكليف ، بر جهالت خود باقى مى ماند و نمى داند كه وصول به هدف اعلاى زندگى بدون اهمّيّت دادن به تكليف امكان پذير نيست .
٢ - تكيه بر جهالت ، براى اين كه اگر عالم شود ممكن است زشتى و قبح چيزهائى كه به آنها مرتكب مى گشت روشن گردد و نتواند آنها را ترك كند و به اضطراب درونى ناشى از كشاكش علم و هواى نفسانى دچار شود .
٣ - اگر بخواهد تحصيل علم كند بايد خود را بشكند در صورتى كه خود هر چه باشد ( حيوانى يا غير حيوانى ) براى او بقدرى با ارزش است كه حاضر نيست كمترين اهانتى را در بارهء آن خود تحمّل نمايد .
٤ - تحمّل پيدا كردن مجهولات و تنظيم سؤال در بارهء آنها و گرفتن پاسخهاى مناسب براى آنها را ندارد . بدينجهت و با نظر به اصرار امير المؤمنين عليه السّلام بهمهء انسانها و به فرزند عزيزش امام حسن مجتبى عليه السّلام در بارهء لزوم دورى از جهل و تحصيل علم ، مقدارى از مباحث مربوط به سؤال و انواع آن و پاسخ و مطالب مربوط به آنرا در اينجا مطرح مى نمائيم . [١] سؤال يعنى چه
سؤال يعنى چه ١ - چه عواملى باعث پيدايش سؤال مى شود
١ - چه عواملى باعث پيدايش سؤال مى شود نخست بايد در نظر بگيريم كه سؤال بمعناى حقيقى آن ، عبارتست از ابراز اشتياق به تحصيل معرفت در بارهء يك مجهول . يعنى سؤال كننده با هر وسيله اى مانند لفظ ، كتابت و اشاره مى خواهد بگويد : من مجهولى دارم و مى خواهم آن مجهول را حلّ
[١] . مقدارى از اين مطالب در گذشته در بعضى از مجلَّات چاپ شده است .