ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩ - ترجمهء خطبهء صدم
بيان فضل وجود خداوندى بسيار پر محتوى و بليغ سروده شده است ، اشعار معروف سعدى است كه در قصايد او آوردهاند . بسيار مناسب ديدم كه آن اشعار را در اين مبحث بياورم :
< شعر > فضل خداى را كه تواند شمار كرد يا كيست آنكه شكر يكى از هزار كرد آن صانع قديم كه بر فرش كائنات چندين هزار صورت الوان نگار كرد تركيب آسمان و طلوع ستارگان از بهر عبرت نظر هوشيار كرد بحر آفريد و برّ و درختان و آدمى خورشيد و ماه و انجم و ليل و نهار كرد الوان نعمتى كه نشايد سپاس گفت اسباب راحتى كه نشايد شمار كرد آثار رحمتى كه جهان سر بسر گرفت احمال منّتى كه فلك زير بار كرد از چوب خشك ميوه و در نى شكر نهاد وز قطره دانه اى درر شاهوار كرد مسمار كوهسار به نطع زمين بدوخت تا فرش خاك بر سر آب استوار كرد اجزاى خاك مرده به تأثير آفتاب بستان ميوه و چمن و لاله زار كرد ابر آب داد بيخ درختان تشنه را شاخ برهنه پيرهن نوبهار كرد چندين هزار منظر زيبا بيافريد تا كيست كاو نظر ز سر اعتبار كرد توحيد گوى او نه بنى آدمند و بس هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد شكر كدام فضل بجاى آورد كسى حيران بماند هر كه در اين افتكار كرد گوئى كدام روح كه در كالبد دميد يا عقل ارجمند كه با روح يار كرد لالست در دهان بلاغت زبان وصف از غايت كرم كه نهان و آشكار كرد سر چيست تا بطاعت او بر زمين نهند جان در رهش دريغ نباشد نثار كرد بخشنده اى كه سابقهء فضل و رحمتش ما را بحسن عاقبت امّيدوار كرد پرهيزگار باش كه دادار آسمان فردوس جاى مردم پرهيزگار كرد نابرده رنج گنج ميسّر نمى شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد < / شعر > امير المؤمنين عليه السّلام ، هم در اين جملات و هم در مواردى ديگر از سخنانش حمد خداوندى را براى همهء آنچه كه از خدا است بجاى مى آورد و در مواردى محدود به بيان نعمتها و امور مشخّص خداوندى براى حمد مى پردازد . اين تعميم در حمد نكتهء بسيار با اهمّيّتى را در بردارد كه عبارتست از قابل ستايش بودن همهء آنچه كه مربوط