ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - بنى اميّهء خودكامه چه بهره اى از اين دنيا و رياستش گرفتند
روى زمين براى هر كارى باز و دستهاى رهبران از شما بازداشت شده و شمشيرتان بر آنان مسلَّط و شمشير آنان از شما بازگرفته شده بود . ) بنى اميّه با شايستگى مقام زمامدارى را اشغال ننمودند ، بلكه از زمينهء خالى و بى مانع بهره بردارى كردند .
بنى اميّه با شايستگى مقام زمامدارى را اشغال ننمودند ، بلكه از زمينهء خالى و بى مانع بهره بردارى كردند .
احتمال دوم را كه در تفسير جملات پيشين متذكَّر شديم مى توان با مضمون اين جملات تقويت نمود ، مخصوصا با نظر به جملهء اوّل كه مى فرمايد : روى زمين براى شما بىمعارض بود و كسى در برابر شما مقاومت نكرد ، و در چنين زمينه اى شما جامعه را زير سلطه گرفتيد و ناآگاهى اكثريّت مردم از واقعيّات و بىاعتنائى آنان در بارهء امر زمامدارى ، باعث شد كه دست رهبران و پيشوايان حقيقى جامعه از شما كوتاه و شمشيرهاى شما بر آنان مسلَّط گشت .
٢١ ، ٢٥ - ألا و إنّ لكلّ دم ثائرا ، و لكلّ حقّ طالبا ، و إنّ الثّائر فى دمائنا كالحاكم فى حقّ نفسه ، و هو اللَّه الَّذي لا يعجزه من طلب و لا يفوته من هرب ( آگاه باشيد كه براى هر خونى خونخواهى و براى هر حقّى طلب كننده ايست و خونخواه خونهاى ما مانند حكم كننده در بارهء خويشتن است ، و آن خونخواه خداونديست كه هيچ مطلوبى او را ناتوان نسازد و هيچ فرار كننده اى نمى تواند از او فوت شود . ) آنجا كه خدا خونخواهى كند ، نه نيازى به شاهد دارد و نه محكوم توانائى فرار .
آنجا كه خدا خونخواهى كند ، نه نيازى به شاهد دارد و نه محكوم توانائى فرار .
او خود شاهد هر حادثه اى در عالم هستى است ، و چون شاهد مظلوميّت و شهادت آن اولياء اللَّه خود خداوند ذو الجلال است ، بنا بر اين ، هيچ ظالم و قاتلى توانائى فرار از حكومت او را ندارد . و از آن جهت كه خون پاك آن شهيدان در راه خدا بر زمين