ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - بنى اميّهء خودكامه چه بهره اى از اين دنيا و رياستش گرفتند
بنى اميّه و بنى اميّه صفتان تاريخ را از آگاهىها و خرد و وجدان بىنصيب ساخته است و بدتر از همهء بىشرميها كه تاريخ از اين ضدّ انسانها ثبت نموده است ، اين نابخردان شكست خوردهء عالم جانوران خود را عاقل و هشيار و پيروز هم تلقّى كردهاند ما در برابر اينان سخنى براى گفتن نداريم مگر اين كه بگوئيم :
< شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشمبندى خدا < / شعر > احتمال دوم - با اين كه وضع مغزى و روانى بنى اميّه چنين بوده است ، يعنى آنان استحقاق زمامدارى را نداشتهاند ، چگونه به آن امر بزرگ دست يافتند و بزمامدارى رسيدند امير المؤمنين عليه السّلام پاسخ اين سؤال را در همين جملات با كمال وضوح فرموده است كه بنى اميّه با شايستگى ذاتى به امر زمامدارى دست نيافتند ، بلكه خلأى در جامعه بوجود آمد كه براى زمامدارى صاحبى نبود كه آنرا بدست بگيرد ، مانند شترى بىصاحب كه مهارش رها باشد و در حالى كه از گردنش آويزان است گاهى بطرف راست و گاهى بطرف چپ حركت طبيعى نمايد . و در جامعه اى كه عمل به حلال و حرام آن مختلّ گشته است و كسى نيست كه احساس وظيفه را جدى بگيرد و به امر زمامدارى اهمّيّت بدهد ، تصدّى بنى اميّه كار مهمّى نبوده است . تشبيه مدّت رياست بنى اميّه تا مدّتى محدود ، اشاره باين است كه رياست و مقامى را كه بنى اميّه تصاحب كرده بودند ، همان موقعيّت مادّى و زمان كوتاهى بود كه در سر كار بودند . آن گروه مخالف ارزشها ، عاملى براى بقاء مانند علم و اعمال صالحه و بعبارت كلَّىتر باقيات صالحاتى نداشتند كه با رفتن موجوديّت طبيعىشان از اين دنيا با موجوديّت معنوى باقى بمانند . [١] ١٦ ، ٢٠ - فالأرض لكم شاغرة ، و أيديكم فيها مبسوطة ، و أيدى القادة عنكم مكفوفة ، و سيوفكم عليهم مسلَّطة ، و سيوفهم عنكم مقبوضة ( شما دنيا را در حالى يافتيد كه از معارض براى شما خالى بود و دستهاى شما در
[١] اگر چه جملات اين قطعه از خطبهء ماضى است و دلالت به تحقّق جريان بنى اميّه مى نمايد ، ولى مى دانيم كه تا امير المؤمنين عليه السّلام زنده بود ، معاويه فقط در شام چنين وضعى را داشت . لذا بايد گفت : امير المؤمنين عليه السّلام آيندهء بنى اميّه را پيشگوئى مى فرمايد .