ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٩
قانون عليت را بعنوان يك جريان مستمر در صدور اشياء از يكديگر در پهنهء روبنائى تلقى كنيم و براى تفسير نهائى آن ، ارتباط ميان آن جريان و فيض مستمر الهى را در نظر بگيريم ، رنگ مطلق به « عليت » مى زنيم و وقتى كه مى خواهيم به بررسى ابعاد ديگر مسئله بپردازيم ، گيج و متحير مى شويم و مى گوئيم :
< شعر > از سبب سازيش من سودائيم و ز سبب سوزيش سوفسطائيم < / شعر > با تولد دوم گام بر ما فوق « عليت » معمولى مى گذاريم با همهء اين مسائل تا آدمى به تولد دوم نائل نشود ، يعنى آگاهىها و رشد او به « حيات معقول » توفيق نيابد ، نه تنها قدرت برطرف كردن حجاب بظاهر علمى قوانين حاكمه بر طبيعت را نخواهد داشت ، بلكه آن قوانين بمنزلهء عينكى دائمى كه بر چشمانش زده است ، نخواهد گذاشت چيزى ما فوق آنچه را كه با عينك مزبور مى بيند ، مشاهده كند :
< شعر > چون دوم بار آدميزاده بزاد پاى خود بر فرق علتها نهاد < / شعر > براى ديدار آن سبب اعلى و آن فياض مطلق :
< شعر > ديده اى بايد سبب سوراخ كن تا سبب را بر كند از بيخ و بن < / شعر > صاحبان اين ديدار :
< شعر > سرمهء توحيد از كحال حال يافته رسته زعلت و اعتلال < / شعر > اگر بخواهيد قانون عليت را چنان تعميم بدهيد كه حتى بوسيلهء اين قانون ، بخدا هم تكليف معين كنيد حتما اين مشكلات بر سر شما فرو خواهد ريخت كه خداوند چگونه بىسابقه و علل مادى و صورى جهان هستى را بوجود آورده است مسئلهء ابداع و انشاء مستمر چگونه حل مى شود فيض وجود بدون استعداد بر اشياء چه معنى دارد معجزات را چگونه بايد تفسير كرد < شعر > بلكه بىاسباب بيرون زين حكم آب رويانيد تكوين از عدم < / شعر >