ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٩
فيزيكى مشخص را بتصور در مى آورند كه آنها را با چشم خود ديدهاند . بنا بر اين ، حجابهاى ناشى از برداشتهاى علمى معمولى مستند به ضعف و عدم رشد فكرى و روحى انسانهايى است كه قدرت باز كردن حلقههاى زنجير مقولات و صور و اشكال و نمودهاى طبيعت را از عقل و روان خود ندارند .
بنظر مى رسد كه يكى از ضخيمترين حجابها ميان انسان و شناخت بديهى خدا ، عبارتست از پردهء بسيار ضخيمى كه از قانون « عليت » بافته شده و جلو چشمان انسان مى افتد و مانع احساس ظهور خدا و بداهت وجود او براى انسان ميباشد .
خطا در فهم قانون « عليت » اين قانون را بشكل حجاب ضخيم در مى آورد ما در بارهء قانون عليت ، يك عده معلومات روشن و قطعى داريم ، مانند اين كه معلول بدون علت امكان ناپذير است . و هيچ موجودى بدون داشتن حقيقتى يا حقايقى نمى تواند آنرا به موجود ديگرى بعنوان علت منتقل بسازد ، زيرا - < شعر > ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش خشك ابرى كه شود زاب تهى نايد از وى صفت آبدهى < / شعر > فاقد الشّيىء لا يعطيه ( چيزى كه حقيقتى را ندارد ، نمى تواند آنرا بديگرى بدهد ) .
همچنين مى دانيم كه هر چيزى نمى تواند هر چيزى را صادر كند و حتما بايستى ميان آن دو اختصاصى وجود داشته باشد كه در فلسفهء كلاسيك آنرا « سنخيت » مى نامند . يعنى لازم است كه ميان علت و معلول سنخيتى وجود داشته باشد . اگر ما بخواهيم به اين جهان طبيعت و اجزاء آن ، با نظر به ارتباط « اين از آنست » ( رابطهء على ) بنگريم ، بدون ترديد وقتى كه دو موجود را بعنوان علت و معلول مورد توجه قرار داديم ، حتما آن معلومات روشن و قطعى كه