ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣
جمع همان عقل نظرى است كه همواره مواد خام كارش را از محسوسات و يا از آن مفاهيم ذهنى كه متكى به محسوسات است ، مى گيرد . اين عقل نيروى فعال ذهن بشرى است كه حكماء و اهل عرفان با بيانات مختلف ، دخالت آنرا در مسائل عالى و بنيادين عالم هستى بيجا ، بلكه مضر تشخيص دادهاند :
< شعر > از رهبرى عقل بجائى نرسيديم پيچيده تر از راه بود راهبر ما عقل بند رهروانست اى پسر آن رها كن ره عيانست اى پسر عقل سر تيز است و لكن پاى سست ز ان كه دل ويران شده است و تن درست < / شعر > مسلم است كه معقولاتى كه از محسوسات گرفته مى شود ، با انواعى از كيفيتها و كميتها و ديگر مقولاتى كه مخصوص عالم ماده و ماديات است ، مشخص مى گردند ، لذا اين معقولات نمى توانند براى دريافت مفاهيم و اثبات و نفى مسائل ما فوق ماده و ماديات مفيد بوده باشند ، بلكه چنانكه گفتيم غالبا مضر بوده و عامل اختلال هم مى باشند ، زيرا :
< شعر > خرد گر سخن برگزيند همى همان را گزيند كه بيند همى < / شعر > صفات خداوند سبحان چه آن صفاتى كه عين ذات پاك ربوبى باشند و چه آن صفاتى كه از فعل خداوندى منتزع مى باشند [١] ما فوق تصورات و دريافتهاى محدود كنندهء ما مى باشند ، زيرا صفات خداوندى مانند علم و اراده هم از نظر چگونگى ماهيت و هم از جهت وابستگى ذاتى يا فعلى به ذات اقدس ، قابل تعريف و توصيف با مفاهيم مورد شناخت ما نمى باشند :
[١] صفات ذاتى آن صفاتند كه عين ذات خداوندى بوده و هرگز قابل تفكيك از آن ذات اقدس نمى باشند ، مانند قدرت و علم و حيات . صفات فعلى عبارتند از آن صفاتى كه از افعال خداوندى منتزع ميشوند ، مانند رازق و محيى و مميت و مريد ، اين صفات قديمى و ذاتى نيستند ، زيرا تا روزيخوارانى نباشند كه خداوند روزى آنها را بدهد ، نسبت رازق باو صحيح نيست ، همچنين حيات بخشيدن و ميراندن . اگر چه قدرت مطلقه كه شامل توانائى انجام افعالى كه موجب انتزاع آن صفات ميباشد ، قديمى و عين ذات اقدس است .