ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٦ - ٧ - عشق شديد به كار و فعاليت در ميدان زندگى
قدرتمندان ضد انسان نمى تواند داشته باشد و ضمنا يك سد غير قابل نفوذ در برابر حركت تاريخ طبيعى انسان به تاريخ انسانى بوجود آوردهاند كه هر ورقى از تاريخ بشرى كه زده مى شود ، خونينتر از ورق گذشته ميباشد .
٧ - عشق شديد به كار و فعاليت در ميدان زندگى زيرا فرض اينست كه وصول به هدف زندگى با حركت در مسير جاذبهء الهى انجام مى گيرد ، آن خداوندى كه هر لحظه در فعاليت و خلق است - < شعر > كلّ يوم هو في شأن بخوان مرو را بى كار و بى فعلى مدان كمترين كارش به هر روز آن بود كاو سه لشكر را روانه ميكند لشكرى ز اصلاب سوى امهات بهر آن تا در رحم رويد نبات لشكرى از ارحام سوى خاكدان تا ز نر و ماده پر گردد جهان لشكرى از خاكدان سوى اجل تا ببيند هر كسى عكس العمل باز بى شك بيش از اينها مى رسد آنچه از حق سوى جانها مى رسد آنچه از جانها به دلها مى رسد آنچه از دلها به گلها مى رسد اينست لشكرهاى حق بى حد و مر بهر اين فرمود ذكرى للبشر < / شعر > مولوى آيا امكان دارد انسان با تكيه به خداوند فعال يا با قرار گرفتن در مسير جاذبهء او لحظه اى از كار عضلانى يا فكرى باز ايستد < شعر > دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بيهوده به از خفتگى اندرين ره ميتراش و مى خراش تا دم آخر دمى فارغ مباش < / شعر > مولوى كار و كوشش براى رهروان هدف نهائى زندگى داراى دو بعد است : بعد يكم - وسيله ايست براى بدست آوردن محصول و نتيجه .
بعد دوم - بعد هدفى كه هر لحظه اش به صورت محصولى در پشت پردهء طبيعت ثبت مى شود و با نظر به اين بعد است كه اگر بر فرض محال آن انسانى