ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢
سفر بسيار مطلوب است و در بعضى روايات هم آداب و اذكار مخصوصى براى آن تعيين شده است . مخصوصا سفرهاى پر مشقت و تلاش ، مانند جنگ و جهاد كه وضع زندگى انسان كاملا غير عادى و در مجراى رويدادهائى است كه از مرز زندگى و مرگ مى گذرد .
نگرانى از چگونگى وضع خانواده و همهء كسانى كه در منطقهء حيات مسافر مخصوصا مسافر جهاد قرار دارند ، بسيار حساس است كه از ذهن وى دور نمى گردد .
٦ ، ١٠ - اللَّهمّ أنت الصّاحب في السّفر و أنت الخليفة في الأهل ، و لا يجمعهما غيرك لأنّ المستخلف لا يكون مستصحبا و المستصحب لا يكون مستخلفا ( خداوندا ، توئى يار سفر من ، و توئى ناظر و نگهدارندهء دودمان من ، و هيچكسى جز تو توانائى اين هر دو را ( يار و ياور سفر و ناظر و نگهدارندهء دودمان ) ندارد ، زيرا كسى كه همراه متحرك است ، جانشين نمى گردد و كسى كه جانشين است با متحرك حركت نمى كند ) .
فقط خدا است كه هيچ كارى او را از كار ديگر باز نمى دارد < شعر > آن زمان كه پيش بينى آن زمان تو پس خود كى بينى اين بدان حق محيط جمله آمد اى پسر وا ندارد كارش از كار دگر < / شعر > مولوى مقتضاى احاطهء مطلقهء الهى بر جهان هستى و همهء رويدادهائى كه بطور عرضى و طولى در اين جهان بوقوع مى پيوندند ، همين است كه در مطلب فوق آمده است . در صورتى كه ديدگاه انسانى همواره با موضع گيريها و وسائل درك و مشخصات هدف گيريها و خواستههاى او بسته مى شود و نمى تواند از آن چارچوبه اى كه امور مزبوره بوجود آوردهاند تجاوز نمايد . و همين محدوديت