ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٧
و شرائط ذهنى خاص ، شخصيت انسانى را به عنوان تفسير و توجيه كننده حيات كلى به خود مشغول مى دارد . ملاك كلى هدفهاى شخصى ، بوجود آمدن يك عامل مطلوب در سطوح عميق روانى است كه همه جزئيات زندگى را تحت تأثير قرار مى دهد و همهء آنها را بدنبال خود مى كشد . به عنوان مثال وقتى كه خدمت به مردم براى يك شخص مطلوب تلقى مى شود اين مطلوبيت ممكن است در حدود يك عقيدهء شايسته ، انسان را به خود جلب كند و در طرز تفكرات و كردار او تأثير بگذارد . گاهى اين مطلوبيت به درجه اى از شدت مى رسد كه مى تواند بعنوان هدف نهائى زندگى تلقى شود ، كميت و كيفيت مطلوبيت آن عامل به حد هدف نهائى زندگى مى رسد كه بتواند خود حيات يا با اهميتترين مختصات آنرا به شكل وسيله در آورد . در مثال ما خدمت به مردم ممكن است به حد مطلوبيت هدفى برسد و حيات و يا با اهميتترين مختصات آنرا به شكل وسيله در آورد . متأسفانه به جهت نقش تعليم و تربيت ماشينى محض و توجيه انسانها در مجراى « آنچه هست » در اغلب جوامع بشرى و محروميت انسانها از درك عظمت و ارزش حيات معقول ، پديدهها و چيزهائى هدف نهائى زندگى تلقى مى گردند كه مطرح كردنش موجب شرمسارى ميليونها كتاب است كه در عظمت انسانها نوشته شده است . زيرا در ذهن اشخاص خيلى فراوان ، از پول و مقام گرفته تا علم در اشكال مخصوص آنها ، قدرت و اشباع شهوت و شهوت اجتماعى به طور عموم به عنوان هدف نهائى زندگى تلقى شده است نوع دوم - هدفهاى مكتبى است
نوع دوم - هدفهاى مكتبى است كه كم و بيش حيات انسانها را توجيه ميكنند . ما مقدارى از اين هدفها را كه از شهرت تاريخى برخوردارند ، متذكر مى شويم :
١ - قدرت
١ - قدرت :
اين هدف را براى زندگى ، هواخواهان تنازع در بقاء پذيرفتهاند و مى گويند : آنچه كه مى تواند هدف نهائى زندگى بوده باشد ، فقط قدرت است كه ادامه حيات بدون مزاحم را قابل تحقق مى سازد . اين گروه جريان