ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩
است ، همين است كه ما بطور مختصر متذكر شديم ، ما همان مقدار از ماده و ماديات بيخبريم كه از روح خود بيگانه و ناآشنا هستيم و همواره از اين اصل كلى كه بدون آشنائى كامل با يكى از اين دو مقوله ( ماده و روح ) از مقولهء ديگر نيز بيگانه خواهيم بود ، در غفلت كشنده اى بسر مى بريم . در صورتى كه مى توانيم با جهان بزرگ ماده و ماديات همان آشنائى را برقرار كنيم كه با كالبد جسمانى خود . همهء ما مى بينيم و مى دانيم كه كودك تا حدود يك سال از زندگى بجهت ناآشنائى با كالبد جسمانى و ناتوانى از مديريت اجزاء كالبد خود ، تحت تأثير بازتابهاى طبيعى محض اجزاء كالبدش قرار گرفته و ارادهء بسيار ضعيفش در حركات نامنظم اجزاء كالبد بروز مى نمايد . مثل ما انسانها هم در برابر اين كالبد بزرگ كه جهان ناميده مى شود مثل همين كودك است كه با نا آشنائى در بارهء اين كالبد و با ناتوانى از تنظيم اراده براى تصرف كاملا صحيح و منطقى در آن ، دچار بهت و وحشت و اضطراب مى گرديم . اگر روح و مغز با همين كالبد جسمانى كه در آن زندگى مى كنيم ، آشنائى نزديك نداشت و از يك احاطهء اجمالى به ماهيت و خواص آن محروم بود ، همان خشونت و بيرحمى را كه از عالم ماده و ماديات احساس مى كنيم ، از همين كالبد جسمانى نيز احساس مى كرديم و حاضر نبوديم حتى يك روز با اين كالبد زندگى كنيم ، ولى آشنائى و محبت ما به اين كالبد مادى در حديست كه گاهى حاضريم همهء موجوديت خود را در راه جزئى از اين ماده بخطر بيندازيم ، مثلا بطور ناآگاه براى جلوگيرى از ضربه اى كه ممكن است چشم را مختل كند ، خود جمجمه را سپر قرار مى دهيم ، و مغز را در خطر متلاشى شدن قرار مى دهيم ، در حالى كه مى دانيم كه اگر اين كالبد مادى حيات خود را از دست بدهد و لاشه اى در جلو آفتاب مرداد چند روز بماند ، روح ما اگر بخواهد با كالبدى ديگر به تماشاى اين كالبد گنديده برود ، نخست بايد بينى خود را بگيرد و نمى تواند بدون وحشت و احساس ناراحتى در آن كالبد بنگرد .