ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨
همچنان در عرصهء ماده و ماديات از آن مديريت روحانى والا برخوردارند كه بدون يك احاطهء اجمالى به اين عرصه امكانپذير نمى باشد . چنين زندگى كه مغزش اخروى و معنوى و نمودش دنيوى و مادى است ، حتى يك لحظه احساس پوچى و ركود و جمود نمى نمايد و در عين قرار گرفتن در زير رگبار ناگواريهاى مخصوص تلاقى روح و ماده همواره - < شعر > بجهان خرم از آنم كه جهان خرم ازو است عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازو است غم و شادى بر عارف چه تفاوت دارد ساقيا باده بده شادى آن كاين غم ازوست < / شعر > سعدى < شعر > در غم ما روزها بيگاه شد روزها با سوزها همراه شد روزها گر رفت گور و باك نيست تو بمان اى آنكه جز تو پاك نيست < / شعر > مولوى بدون بوجود آوردن اين آشتى و سازگارى ميان ماده و معنى و آخرت و دنيا ، هيچ نوعى از زندگى اگر چه غوطه ور در رفاه و آسايش بوده باشد ، پاسخگوى نيازهاى اصيل حيات انسانى نخواهد بود . و بدون دست يافتن بچنين زندگانى كه نمودش مادى دنيوى و بود و مغزش معنوى و اخروى است ، خشونت ماده و بىرحمى آن با هيچ وسيله اى در برابر روح تعديل و تلطيف نخواهد گشت . همه مى دانيم كه ما انسانها در حيات طبيعى تاكنون بجهت ناآشنائى اسف انگيز با دو حقيقت ماده و روح ، عرصهء پهناور ماده و ماديات و قوانين و دگرگونيهاى جارى در اين عرصه را قربانگاه تاريك روح تلقى كردهايم ، هيچ كسى پيدا نمى شود كه در طول عمرش لااقل چند بار بهمين قربانگاه تاريك فحش و لعن و ناسزا نگفته باشد . علتش چيست علتش خيلى روشن