ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧
تزكيهء درون مى باشد ] زندگى را يك حقيقت بسيار عالى و با عظمت معرفى مى نمايند و اين پديده را قابل ترقى و اعتلاء تا منطقهء جاذبهء ربوبى مى دانند . از ديدگاه آنان اگر اين حقيقت عظمى با دو بال معرفت و عمل سازنده به پرواز در آيد و از آلودگىهاى گوناگون طبيعت حيوانى آزاد شود ، در مسير حيات اخروى قرار مى گيرد و « حيات معقول » ناميده مى شود . اينست آن زندگى كه هر چه در اين دنيا بگيرد بدانجهت كه در پالايشگاه عقل و وجدان آنرا تصفيه نموده و تحويل « حيات معقول » مى نمايد ، بعنوان اندوختههاى پايدار روح در ابديت سعادت و نجات ابدى را تضمين مى نمايد . معناى اين كه زندگى در مسير حيات اخروى قرار مى گيرد ، آن نيست كه آدمى با اين زندگى دنيوى كه داراى مشخصات و ويژگيهاى مخصوص به حيات دنيوى و مادى محض براه مى افتد و مى رود و مى رود تا به حيات اخروى و معنوى برسد ، بلكه مقصود اينست كه اشخاصى كه با دو بال معرفت و عمل سازنده و صالح و با اطمينان به هدف اعلاى زندگى حركت ميكنند ، اگر چه نمودهاى زندگى آنان مادى و دنيوى است ، يعنى در پهنهء ماده حركت ميكنند ، از ماده تغذيه مى نمايند ، در ماده با انواعى تصرفات دگرگونىها بوجود مى آورند و بعبارت كلىتر همهء نمودهاى زندگى آنان در عرصهء بسيار وسيع ماديات شكل مى گيرند ، ولى حقيقت و مغز باطنى اين زندگى حيات اخروى و حقيقتى است معنوى . بهمين جهت است كه چنانكه آنان بوسيلهء آشنائى با يك عده اصول و معارف كلى ، آهنگ كلى جهان هستى را درك نموده و مانند احاطهء اجمالى كه به كالبد جسمانى خود دارند ، نوعى احاطهء اجمالى به جهان هستى در خود احساس مى نمايند - < شعر > نفس ما بر آسيا كى اعتلا كردى چنين گرنه نفس مردمى از كل خويش اجزاستى < / شعر > ناصر خسرو