ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١
حيات اجتماعى و محيطى ناآگاه و محروم از آزادى و اختيار حقيقى بدور خود پيچانده است [١] . او در اين پيچيدن به دور خود بهمانگونه احساس آگاهى و آزادى دارد كه انگشترى كه به دور انگشت پيچانده مى شود احساس آزادى و اختيار نمايد يك احساس عميق در بارهء نقصهاى حياتى ، اگر چه به زبان آورده نشوند ، با وجود وعدهء فرداهاى موعود [ كه بشهادت ديروزهائى كه پيش از فرا رسيدن ، خود فرداهاى موعود رؤيائى و او توپيائى بودند ] همواره
[١] براى توضيح چرخيدن انسان در يك سيستم جبرى عبارت زير را از يكى از مشهورترين متفكران تمدن امروزى نقل مى كنيم : « عملا بكار انداختن ماشين سياسى در يك كشور دموكراسى تفاوتى چندان با روش متداول در بازار كالا ندارد . احزاب سياسى فرق فاحشى با شركتهاى بزرگ ندارند و سياستمداران حرفه اى كوشش ميكنند تا كالاى خود را بمردم بفروشند ، روش آنان درست شبيه آگهىهاى تبليغاتى جالب توجه است . شومپيتر ناظر و بررسى كنندهء وقايع سياسى و اقتصادى اين وضع را بخوبى توصيف كرده است . او از مفهوم كلاسيك قرن ١٨ آغاز كرده و مى گويد : « دموكراسى روشى است براى وادار كردن مردم به شركت در اخذ تصميمات سياسى كه به صلاح عموم ميباشد از طريق انتخاب نمايندگان و تجمع آنان براى گرفتن چنين تصميمات » . نتيجهء تجزيهء تحليلى كه وى از طرز تلقى مردم امروز در بارهء رفاه عمومى گرفته است ، فرق چندانى با آنچه كه در بالا گفته شد ، ندارد . شومپيتر چنين ادامه مى دهد : « اگر از علائق خصوصى خانوادگى و شغلى فراتر رفته و وارد قلمرو امور ملى و بينالمللى شويم كه فاقد بستگى و پيوند مستقيم و غير قابل اشتباه با امور شخصى و خواسته فرديست ، خواهيم ديد كه حقيقت در جهت خواستههاى كلاسيك اعمال نمى شود ، آنچه مرا به شگفتى و اميدارد و بنظر مى رسد كه هستهء مركزى تمام ناراحتىها است ، از دست رفتن حقيقت است . كاهش حس حقيقت بينى نه تنها سبب كاهش مسئوليت ، بلكه موجب فقدان خواستههاى بهره ور شده است . هر كس آرزوها ، گفتهها ، خيالهاى خام ، نارضائيها و بخصوص خوشاينديها و ناخوشاينديهاى مخصوص بخود دارد ، اينها را در مجموع نمى توان اراده و خواسته دانست كه ( با عبارت ديگر عمدى و موجب مسئوليت دانست ) در حقيقت كنكاش شخص در بارهء امور ملى مى دانى براى اجراى ارادهء او نمى دهد ، او عضو يك كميتهء تأثيرپذير است - كميتهء تمام ملت و بهمين دليل كوششى را كه در راه كسب مهارت در ورزش يا بازى بريچ مى دارد در تسلط به مسائل سياسى بكار نمى برد ، كاهش حس مسئوليت و فقدان خواستههاى بهره ور بنوبهء خود گوياى بيخبرى و نداشتن حس قضاوت نسبت به امور داخلى و سياست خارجى است « جامعهء سالم - اريك فروم ص ١٩٧ و ١٩٨ .