ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥
مى كردند و تا حدودى ملتزم به دين بودند و از عقيده اى كه بآن گرويده بودند ، دفاع مى نمودند ، اگر چه در آن عقيده به خطا رفته بودند . و اما معاويه ، اصلا در جستجوى حق نبود و او بر مبناى باطلى حركت ميكرد كه از روى اعتقادى كه در آن اشتباه كرده باشد ، نبود و نمى توانست از آن عقيده حمايت و دفاع نمايد .
تمامى حالات معاويه دليل بر باطل بودن همهء رفتار او بود ، زيرا معاويه اهل دين نبود و عبادتى از او ديده نشده و حالات نيكوئى از او ثابت نگشته است .
او در صرف بيت المال در اغراض شخصى و آماده كردن زمينهء سلطه و اقتدار براى خود بىپروا و اسرافگر بود ، همهء اين كامجوئيها و بىباكىها دلالت به دورى او از عدالت و اصرار او به باطل مى نمود و چون وضع معاويه چنين بود ، براى مسلمانان جايز نبود كه او را در سلطه جوئيهايش يارى كنند و خوارج هر چند كه اهل ضلالت بودند ، بهتر از معاويه بودند ، زيرا آنان نهى از منكر مى كردند و خروج بر پيشوايان جور و ستم را واجب مى ديدند . » [١] لذا با معاويه براى همين تبهكاريهايش مى جنگيدند . ابو العباس مبرد مى گويد : « از جمله خوارجى كه پس از شهادت امير المؤمنين ( ع ) بر معاويه خروج كردند حوثرهء اسدى و حابس طائى بودند كه با جمعيت خودشان خروج كردند و به محلى از نخيله رفتند ، در آن موقع معاويه در كوفه بود كه در سال جماعت ( عام الجماعه ) به آنجا وارد شده بود . سپس امام حسن از كوفه خارج شد و رهسپار مدينه گشت ، معاويه به امام حسن ( ع ) مى نويسد : كه جنگ با خوارج را بپذيرد و فرماندهى لشكر را به عهده بگيرد . پاسخ امام حسن ( ع ) به معاويه چنين بوده است : سوگند بخدا ، من براى جلوگيرى از خون مسلمانان از جنگ با تو خوددارى كردم و گمان نمى كردم كه براى جنگ با تو قدرت داشته باشم . . . آيا براى دفاع از تو ، با خوارج بجنگم تو براى كشته شدن سزاوارتر از خوارج مى باشى ، و اين
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ٥ - ص ٧٨ .