ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩
( اى مردم ، زمانى فرا مى رسد كه اسلام از دلها بيرون ريخته مى شود ، [ يا واقعيات اسلام و حقايق آن مبدل به صورت و ظاهر مى گردد ] مانند آبى كه از گرداندن كاسه بر زمين مى ريزد ) .
با در نظر گرفتن اين كه در آن دوران دين اسلام كه تازه ظهور كرده بود و مردم با آن همه حرارت و اشتياق شديد اسلام را پذيرفته بودند ، حتى احتمال اين نمى رفت كه روزى فرا رسد كه اين دين مقدس از دلها بيرون رود ، يا جز شكل و صورت و نامى از آن باقى نماند . پيشگوئى با آن قاطعيت كه امير المؤمنين عليه السلام ابراز مى دارد ، جز با اطلاع از غيب امكانپذير نمى باشد .
١٢ - صاحب الزنج على بن محمد ورزينى فتنهها براه خواهد انداخت يا احنف ، كأنّى به و قد سار بالجيش الَّذي لا يكون له غبار و لا لجب و لا قعقعة لجم و لا حمحمة خيل يثيرون الأرض بأقدامهم كأنّها أقدام النّعام [١] ( اى احنف ، مى بينم كه آن مرد با لشكرى بحركت در آمده است كه نه غبارى دارد و نه هياهوئى . سم اسبهايش صدائى بروز نمى دهد و همهمه اى در اسبانش نيست ، زمين را با پاهايشان زير و رو ميكنند ، مانند پاهاى شتر مرغ ) .
ابن ابى الحديد در مجلد هشتم از شرح نهج البلاغه از ص ١٢٦ به بعد مى گويد : اين مرد ( صاحب الزنج ) در فرات بصره در سال ٢٥٥ ظهور كرد . و او خود را على بن محمد بن احمد بن عيسى بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابي طالب عليه السلام معرفى كرد ، طايفهء زنج كه زمينهاى نمكزار را تصفيه مى كردند ، از او پيروى نمودند . مسعودى در كتاب مروج الذهب مى گويد : كردار على بن محمد دلالت ميكرد كه او از طالبيين ( اولاد على بن ابي طالب « ع » ) نبوده است ، زيرا روش او مانند روش ازارقه بود كه كشتن زنها و كودكان و كهنسالان
[١] خطبهء ١٢٨ ص ١٨٥ .