ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٨
پرچمهايش را نصب نموده است ، در آن هنگام كه دهانش را باز كرد و آهن افسارش سخت گشت و پاهاى خود را در زمين محكم ساخت ، فتنه و آشوب ، مبتلايان بآن فتنه را با نيشهاى خود مى گزد و امواج جنگ سر مى كشند و قيافهء عبوس روزها آشكار ، و اثر جراحتهاى شبها ظاهر مى گردد . وقتى كه آنچه را كشته است بثمر رسيد و آن ثمر به پاى خود ايستاد و آن شقشقهها ( گوشت پاره اى شبيه به جگر كه شتر به دهان خود مى آورد ) برگشت . شمشيرها و نيزه هايش كشيده شد و درخشيدن گرفت ، پرچم آشوبهاى بوجود آورندهء مشكلات افراشته مى شود ، اين پرچم يا اين مشكلات مانند شب تاريك و درياى متلاطم روى مى آورند ) .
بنا بر تحقيق مورخان ، اين شخص عبد الملك بن مروان است نه معاويه ، زيرا همهء توصيفاتى را كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء حوادث مربوط بآن گمراه فرموده است ، بر عبد الملك تطبيق مى گردد .
١٠ - بصره در انتظار مرگ سرخ و گرسنگى قحطى است
١٠ - بصره در انتظار مرگ سرخ و گرسنگى قحطى است فويل لك يا بصرة عند ذلك من جيش من نقم اللَّه لا رهج له و لا حسّ و سيبتلى أهلك بالموت الأحمر و الجوع الأغبر [١] ( پس در آن موقع واى بر تو اى بصره ، از سپاهى از عذاب و نقمتهاى خداوندى كه نه غبارى دارند و نه صداى همهمه اى ، و بزودى اهالى تو اى بصره ، مبتلا ميشوند به مرگ سرخ و گرسنگى و قحطى ) .
١١ - زمانى مى رسد كه اسلام از دلها ريخته مى شود ، مانند آبى كه از گرداندن كاسه بزمين مى ريزد
١١ - زمانى مى رسد كه اسلام از دلها ريخته مى شود ، مانند آبى كه از گرداندن كاسه بزمين مى ريزد أيّها النّاس سيأتى عليكم زمان يكفا فيه الإسلام كما يكفا الإناء بما فيه [٢]
[١] خطبهء ١٠٢ ص ١٤٨ .
[٢] خطبهء ١٠٣ ص ١٥٠ و خطبهء ١٤٧ ص ٢٠٤ و ٢٠٥ .