ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١
علم ذاتى است كه مسلما مخصوص ذات پروردگار است . و آن خبرهاى غيبى كه حتى ابن خلدون اعتراف ميكند كه در أئمهء اهل بيت وجود داشته است علم انفعالى است و هيچ محذور عقلى و نقلى در نسبت دادن اين علم كه مربوط به تعليم خداونديست وجود ندارد . ابن خلدون در مقدمه مى گويد : « نسبت دادن الهامات و كرامات و علم غيب به أئمهء اهل البيت با نظر به عظمت و علو مقامى كه داشتند ، صحيح است فقط بايد ديد رواياتى كه اين امور را به ائمه نسبت مى دهند صحيح مى باشند يا نه ، و اگر رواياتى معتبر ، اين امور را به آنان نسبت بدهد ، مى توان قبول كرد [١] . » مواردى كه امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه از غيب اطلاع داده است
مواردى كه امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه از غيب اطلاع داده است جملات مربوط به اطلاعات غيبى امير المؤمنين عليه السلام بر دو نوع تقسيم مى گردد :
نوع يكم - جملاتى است كه اطلاع آن حضرت را از واقعيات و حوادث پشت پرده اثبات ميكند .
نوع يكم - جملاتى است كه اطلاع آن حضرت را از واقعيات و حوادث پشت پرده اثبات ميكند .
نوع دوم - جملاتى است كه حوادث معينى را از غيب خبر مى دهد .
نوع يكم - بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الأرشية في الطَّوىّ البعيدة [٢] ( بلكه علم مخفى در درون دارم كه اگر آنرا ابراز كنم ، مانند طنابهائى كه در چاههاى عميق آويزان شده به پيچ و تاب مى فتد ، مضطرب مى شويد ) دلالت اين جمله به علم غيب بجهت كلمهء مكنون است كه بمعناى مخفى و پوشيده است . احتمال اين كه مقصود از مكنون ، دانش مخفى براى آن مردم جاهل بوده است نه غيب مطلق ، بعيد بنظر مى رسد ، زيرا نتيجه اى كه از ابراز آن
[١] مقدمه - ابن خلدون ص ٣٣٤
[٢] نهج البلاغه نسخه دكتر صبحى صالح ج ١ خطبه ٥ ص ٥٢ .