ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥
آيا مى دانيد كه : مواد طبيعت بعنوان وسائل معيشت ، بطور محدود و با كوشش و دسترنج انسانها در اختيار ما قرار مى گيرند و هرگز پاسخگوى حرص و طمع بىنهايت وسيع و عميق ما نمى باشند آيا مى دانيد كه تلاش براى افزودن يك تنفس براى ادامهء حيات محض حيوانى نوعى از بيمارىهاى خوشايند است آيا مى دانيد كه اشباع حس بىنهايت جوئى روح فقط با مواد اقتصادى كه هيچ هدفى جز بحركت در آوردن ماشين مدفوع سازى در كار نباشد ، بزرگترين جنايت به روح است آيا مى دانيد كه : فى حلالها حساب و في حرامها عقاب و فى شبهاتها عتاب ( در حلال اين دنيا حساب و در حرامش عقاب و در مشتبهاتش توبيخ و سرزنش است ) .
آيا در اين باره انديشيدهايد كه پرداخت بيش از اندازهء منطقى به بعد مادى ، خود موجب خفقان استعدادهاى روحى و بروز تاريكيهاى درونى كه جايگاه فروغ ربانى است ، ميباشد اگر عشاق دلباختهء تنفس حيوانى فرصتى پيدا كردند ، لحظاتى هم در جنگها و كشتارها كه فضاى تاريخ را با خون و خونابه رنگين كرده است ، بينديشند كه اغلب آنها به علت يغماگريهاى اقتصادى و تكاثر در مواد معيشت مردم صورت گرفته است . اين مسائل را كه مطرح كرديم ، مسائل بسيار ساده و قابل فهم همگانى است و هيچ چاره اى براى رفع اين بدبختىها جز تربيت انسانها و تعليم آنان براى درك و پذيرش ضرورت قناعت به ضرورتهائى كه متن زندگى را اداره كند ، وجود ندارد . و هر تلاش و كوششى كه بدون تعليم و تربيت جدى مردم براى اكتفاء به ضرورتهاى معاش و عدالت در برخوردارى از تجملات مشروع ، انجام بگيرد ، تأثيرى ندارد .
آخرين سخن اينست كه اسراف و تبذير كه عبارتست از تباه ساختن مواد حياتى معيشت مردم بايد از صحنهء زندگى اولاد آدم منتفى گردد . در قرآن مجيد اسراف كنندگان برادران شياطين معرفى شدهاند :