ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٧
به پيامبرى [ يا فرستاده اى ] عطا فرمايد ، خداوند ناظر و نگهبانى از دو طرف ( طرف رو بخدا و طرف رو به مردم ) براى آن پيامبر موكل مى سازد ) . با ملاحظهء آيات فوق يا اين آيه ثابت مى شود كه داناى مطلق غيب خدا است و بس و اگر بخواهد از اين دانش كسى را آگاه بسازد ، مانعى وجود نخواهد داشت .
نسبت آيات فوق با آيهء مورد بحث ، نسبت همهء آيات فراوانى است كه همهء جريات خلقت را بخدا نسبت مى دهد و خدا را خالق مطلق معرفى ميكند ، با آن آياتى كه جريانات خلقت را به علل و عوامل طبيعى مستند مى سازد ، مانند : ( فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ . خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ ) [١] ( بنگرد انسان در آنچه از آن خلق شده است . او از آبى جهنده خلق شده است ) .
و نظير آن آيات كه ميراندن مردم را به خدا اختصاص مى دهد ، مانند : ( الله يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها ) [٢] ( خدا است كه نفوس انسانها را در موقع مرگشان مى گيرد ) .
و با اين حال در آيهء ديگر مى فرمايد : ( قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ) [٣] ( بآنان بگو : ارواح شما را فرشتهء مرگى كه بشما موكل است ، مى گيرد ) .
( حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْه رُسُلُنا ) [٤] ( آن گاه كه مرگ بيكى از شما وارد شود ، فرستادگان ما او را مى گيرند [ روح او را ] ) .
با توجه به آيهء ارتضاء كه امكان تعليم غيب را از خدا به رسول گوشزد ميكند ، بعيد دانستن يا امكانناپذير بودن علم غيب براى غير خدا ، باصطلاح معروف : اجتهاد در مقابل نص صريح است .
[١] الطارق آيه ٦ و ٧ .
[٢] الزمر آيه ٢٦ .
[٣] السجده آيه ١١ .
[٤] الانعام آيه ٦١ .