ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦
مسلم است كه خوارج حد اقل پيشتازانشان بخوبى مى دانستند كه على كيست و الا بيعت به او نمى كردند و در جنگهاى صفين حاضر نمى شدند . اگر در آن روز از آنان مى پرسيدند كه براى چه به على بن ابي طالب بيعت نموده و بهمراه او وارد كارزار و جنگ با معاويه شدهايد ترديدى نيست كه آنان همان دلايلى را مى آوردند كه ياران آن حضرت در نظر داشته و با همان دلايل به جانبازى و فداكارى در حضور او پرداخته بودند . آن دلايل همانست كه احمد بن حنبل در يك جملهء مختصر در بارهء امير المؤمنين بيان كرده است كه فضايل و عظمتهائى كه در بارهء على بن ابي طالب ( ع ) ثابت شده است ، در حق هيچ يك از صحابهء پيامبر ديده نمى شود . باضافهء حق قانونى زمامدارى كه منحصر در آن حضرت بوده است .
خوارج چه مى خواهند آيا مى خواهند كه فرزند ابي طالب از ولايت اعظم كه در جملهء پيامبر به او داده شده بود ( من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه ) ) * < شعر > گفت هر كس را منم مولا و دوست ابن عم من على مولاى اوست < / شعر > توبه كند آيا از نسبت خود به پيامبر اسلام كه نسبت هارون به موسى عليهما السلام بود توبه كند ( يا علىّ أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلَّا أنّه لا نبىّ بعدى ) ( اى على ، نسبت تو با من نسبت هارون با موسى است ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ) آيا از حق محورى خود توبه كند ( علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ ) ( على با حق و حق با على است ) آيا از نفس پيامبر بودن توبه كند ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ ) [١] ( بآن نصارى بگو : بيائيد هم شما و هم ما فرزندان و زنهايمان و خودمان را بياوريم و سپس با ناله و با سوز و گداز لعنت خدا را به دروغگويان قرار بدهيم ) باتفاق همهء مفسرين مقصود از انفسنا در اين آيهء مباهله پيامبر و على بن ابي طالب ( ع ) بوده است . آيا از اين كه همواره در حال رؤيت حق زندگى ميكرد توبه كند ( لم أعبد ربّا لم اره ) ( نپرستيدم
[١] آل عمران آيهء ٦١ .