ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥
پيدا كرد ، دست نوازش به سر و صورتش كشيد و خطاب به او مى گفت : اى حيوان ، كجا مى رفتى و چرا خود را در هلاكت مى انداختى [ البته جملهء اخير مضمون حال حضرت موسى است ] مگر بياد نداريم كه امير المؤمنين عليه السلام فرموده است : اگر همهء اقاليم هفتگانه را با آنچه كه در زير آسمان آنها است ، بمن بدهند كه با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى بخدا معصيت كنم ، اين كار را انجام نخواهم داد بنا بر اين ، نفرين پيامبران و اولياء اللَّه در حقيقت آرزوى قطع عضو فاسدى از بدن است كه نه تنها اميد بهبودى به آن عضو وجود ندارد ، بلكه ساير اعضاى بدن را هم تباه خواهد ساخت .
آيا كسى كه مى گويد : على بن ابي طالب كافر شده است ، و بايد توبه كند مستحق نفرين و هلاكت نيست دقت فرمائيد : على بن ابي طالب بايد توبه كند چه كسى از چه چيزى بايد توبه كند بار ديگر دقت فرمائيد : على بن ابي طالب بايد توبه كند از چه چيزى از كفر شبيه به اين دستور را قضات نابكار آتن به سقراط صادر فرمودند كه بايد توبه كنى از چه چيزى از سقراط بودن زيرا احساس ضرورت ارشاد و تعليم و تربيت جامعه چنان سطوح روانى سقراط را بخود مشغول داشته بود كه اگر آنرا انجام نمى داد ، سقراطى وجود نداشت . خوارج مى گفتند : فرزند ابي طالب از كفر توبه كند ، اين نابخردان لجوج و ضد اسلام كه پيشانيشان از سائيده شدن بخاك پينه هم بسته بود ، كفر ورزيدن امير المؤمنين عليه السلام را ثابت تلقى نموده و با پيشنهاد توبه ثبوت كفر را به امير المؤمنين مسلم مى نمودند چنانكه اگر سقراط توبه ميكرد ، خود دليل آن بود كه آن شخصيت فسق و انحراف و ارتدادى را مرتكب گشته بود سقراط به اين حيله گرىها لبخند مى زد و به عقول تباه شدهء آن پيشنهاد كنندگان تأسف مى خورد . حالا ببينيم خوارج با اين پيشنهاد يا به خيال خودشان با اين دستور از امير المؤمنين چه مى خواستند