ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧
انرژىهاى عضلانى و مغزى و روانى تكاپوگران نخواهند نمود ، بلكه منتى هم برگردن آنان مى نهند كه ما شما را به انسانيت پذيرفتهايم گروه سوم - كسانى هستند كه نه اختيار مى فهمند و نه جبر ، نه حقيقتى براى آنان مطرح است نه باطلى ، اين مفاهيم براى آنان خوابآور است كه اگر از كسى بشنوند يا در نوشته اى با آنها روبرو شوند ، حالتى شبيه به گيجى در آنان بوجود مى آيد . متأسفانه اكثريت وحشت انگيز مردم جوامع از اين گروه هستند كه از حيات جز خوشىها و رفاه و كامورى در آن ، هيچ چيزى را نمى فهمند . و شگفتآورتر از همه اينست كه سردمداران و باصطلاح گردانندگان جوامع هم در جست و خيز و تاخت و تازهاى قدرت پرستانهء خود ، روى همين اكثريت تكيه مى كنند ١٨ ، ٢٢ - و لعمرى لو كنّا نأتي ما أتيتم ما قام للدّين عمود و لا اخضرّ للإيمان عود و أيم اللَّه لتحتلبنّها دما و لتتبعنّها ندما ( و سوگند بزندگيم ، اگر ما در آن زمان وضع امروزى شما را داشتيم ، ستونى براى دين قائم نمى شد و براى ايمان شاخه اى سبز نمى گشت و سوگند بخدا ، از اين تقصير در انجام وظيفه خون خواهيد دوشيد و در دنبالش ندامتى [ بىفايده ] ) .
با اين بىتفاوتىها و سست عنصرىها هيچ كارى از شما ساخته نخواهد گشت ما كه در زمان پيامبر اكرم ( ص ) به هدف اعلاى خود رسيديم ، به سه عامل اساسى مستند بوديم : عامل يكم - مشيت خداوندى كه مى خواست در روى زمين پيامبرى را مبعوث نمايد كه جهانيان را از حيرت و ضلالت و فقر و نادانى و تعصبهاى احمقانه نجات داده و آنانرا به مسير « حيات معقول » هدايت فرمايد . اين مشيت