ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٧
چنين شهادتى در حد اعلاى اخلاص است كه ( قُلِ الله ثُمَّ ذَرْهُمْ ) [١] ( بگو : اللَّه ، سپس همهء آنها را رها كن ) اينست عاليترين درجات اخلاص كه اخلاص مطلق و اخلاص صديقين ناميده مى شود [٢] .
رواياتى ديگر در بارهء عظمت اخلاص و ارزش آن ٦ - و قد أشار سيّد الرّسل صلَّى اللَّه عليه و آله إلى حقيقة الإخلاص بقوله : « هو أن تقول ربّى اللَّه ثمّ تستقيم كما أمرت تعمل لله لا تحبّ أن تحمد عليه أن لا تعبد هواك و نفسك و لا تعبد إلَّا ربّك و تستقيم في عبادتك كما أمرت » [٣] ( پيامبر اكرم ( ص ) با اين فرمودهء خود به حقيقت اخلاص اشاره كرده است كه عبارتست از اين كه بگوئى : پروردگار من الله است سپس چنانكه مأمور شده اى در اين قول و اعتقاد استقامت بورزى ، عمل براى خدا كنى و دوست نداشته باشى كه ترا بر عملى كه انجام داده اى ستايشت كنند يعنى هوى و نفس خود را پرستش نكنى و هيچ كسى جز پروردگارت را نپرستى و همان گونه كه مأمور شده اى در عبادتت استقامت بورزى . ) اگر اين حقيقت در درون آدمى مورد اعتقاد قرار بگيرد كه « پرورندهء هستى من اللَّه است » و اين اعتقاد واقعا با جوهر روح او در آميزد و بداند كه لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه ( هيچ حركت و تغيير و قوه اى نيست مگر اين كه مستند به فيض عام خداوندى است ) ، هيچ معمائى در بارهء دستگاه خلقت و آغاز و انجام آن مغز او را رنج نخواهد داد و هيچ مشكلى در زندگى وى و شئون آن ، پيش نخواهد آمد ، نه اين كه معماها و مشكلات براى انسان مخلص قابل حل و فصل ميباشد ، بلكه
[١] الانعام آيهء ٩١ .
[٢] جامع السعادات ملا محمد مهدى نراقى ج ٢ ص ٣٩٨ .
[٣] مأخذ مزبور ص ٣٩٨ .