ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢
طبيعى محض انسانى مى باشند . جاى ترديد نيست كه اگر اخلاص به مبدأ كمال اعلا كه خدا است اگر به حد نصاب خود برسد و آدمى موفق باين حالت اعلاى روحى شود ، اين قسم سوم ملحق به قسم دوم مى شود و همهء لحظات حيات انسان در هدف اعلاى زندگى كه قرار گرفتن در جاذبهء كمال مطلق است ، غوطه ور مى گردد .
اگر مقامات تعليم و تربيتى جهان بشرى موفق به ايجاد چنين اخلاصى در دلهاى مردم شوند ، بقول بعضى از انسان شناسان : آن معجزه اى كه با دست انسان بايد انجام بگيرد ، بوجود خواهد آمد . اين معجزه عبارتست از بالا رفتن كمال جوئى مردم حتى در قلمرو اقتصاد كه با كمال اختيار توليد را زيادتر و و بهتر خواهد كرد و توزيع را بطور عادلانه انجام خواهد داد ، مصرف بيهوده و غير مفيد و مضر بر جسم و جان مردم از بين خواهد رفت و براى توليد و توزيع نيازهاى منطقى و واقعى ملاك قرار خواهد گرفت و استعدادها واقعا بكار خواهند افتاد . با اين اصلاحات واقعى است كه بشر آشيانهء خود را كه روى زمين است ، از عرصهء تاخت و تاز و حق كشىها به بهشت دنيوى و قابل آرامش و سكونت مبدل خواهد ساخت و نوبت سير و سياحت و بهره بردارى خردمندانه از ديگر كرات خواهد رسيد .
٦ - اخلاص دو ارزشى است . اخلاص مانند علم داراى دو ارزش است : ارزش ذاتى و ارزش وسيله اى . ارزش ذاتى اخلاص عبارتست از مطلوبيت خود اخلاص كه رابطهء انسان را با حقيقت مطلوب از آلودگىها به اغراض پست و خودخواهىها منزه و مبرا مى سازد . و چنانكه در مباحث قبلى گفتيم : اين پديده يكى از عاليترين فعاليتهاى ارواح رشد يافته است كه از مالكيت بر خود و مديريت منطقى قواى مغزى و روانى ناشى مى گردد . اين يك قدرت روحى والايى است كه عدالت براى انسان چنان مطلوب ذاتى تلقى شود كه جزئى از روح انسانى باشد و حيات را بدون آن پوچ و هيچ بداند .