ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩١
راجعون ( ما از آن خدائيم و بازگشت ما بسوى اوست ) . يعنى ما از آن كمال برين و در مسير كمال برين و مقصد نهايى ما هم كمال برين است .
٥ - وقتى كه اخلاص به يك حقيقت عالى مى جوشد ، بطور طبيعى توجه انسان به غير آن حقيقت دگرگون مى شود . اگر اخلاصى كه در انسان بوجود آمده است ، در بارهء حقايق غير ارزشى باشد ( اخلاص بمعناى عام ) طبيعى است كه واقعيات و حقايق ديگر معناى حقيقى خود را در برابر آن حقيقت مورد اخلاص از دست مى دهند ، مانند عشق مجازى كه همهء واقعيات و حقايق را مختل مى سازد و هيچ اصل و قانونى را برسميت نمى شناسد ، مگر معشوق خود را كه نتيجه اى جز تورم لذتبار خود طبيعى ببار نمى آورد . و اگر اخلاص متعلق به حقيقت داراى ارزش انسانى ( اخلاص ارزشى ) باشد ، واقعيات و حقايق جهان براى چنين شخصى به سه دسته تقسيم مى شوند : قسم يكم - دستهء مخالف حقيقت مورد اخلاص ، مانند رياكارى و ظلم و حق ناشناسى و خودخواهى و غير ذلك . مسلم است كه در موقع اخلاص به يك حقيقت والا ، مخصوصا عاليترين حقيقتى كه مى توان اخلاص به او ورزيد ( خدا ) اين امور مخالف كاملا مطرود و حتى در ذهن انسان مخلص خطور نمى كند ، چه رسد به اين كه قدرت مزاحمت داشته باشد و اخلاص را تباه بسازد .
قسم دوم - واقعياتى است كه موافق شئون حقيقت مورد اخلاص است .
اين واقعيات در مسير حركت انسان مخلص قرار مى گيرند و نيروبخش حركت او مى باشند ، مانند عمل به وظايف فطرى و عقلانى كه بوسيلهء پيامبران و وجدان انسانها احساس و درك مى گردد ، نظير عدالت و صدق و عواطف و احساسات عالى انسانى و ايجاد رابطهء بين خود و خداوند با اشكال مختلف عبادات و عمل به تكاليف و دستورات الهى .
قسم سوم - واقعيات بيطرف ، مانند اجزاء و روابط و پديدههاى جهان طبيعت و كارهايى كه بطور مستقيم جنبهء معنوى و الهى ندارند و مربوط به شئون