ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣
گريبان يكديگر را مى گرفتيم ، ما در آن مرز پرشكوه كه براى ما پل أنّا لله و أنّا إليه راجعون بود ، باميد برگرداندن جان به جان آفرين تلاش مى كرديم ، ولى دشمنان ما در آن مرز جز به تحريك عوامل لجاجت در برابر ما و اسارت در درست قدرت پرستان و پرستش بتهاى جامد و جاندار ، به منطق ديگرى تكيه نداشتند .
پيروزى ما در آن تلاش و تكاپوها و فداكارىها مستند به انبوه سپاه و ديگر عوامل قدرت نبود . ما مسلح به سلاحى بالاتر از شمشير و نيزه و داراى قوائى ما فوق ديگر نيروهاى جنگى بوديم ، اين سلاح و قوا صدق و اخلاص حقيقى ما بود ، ما در آن مرز زندگى و مرگ ، خدا را مى ديديم و پيامبر خدا را كه جلوه اى از صفات خدايمان بود ، مى نگريستيم . دشمنان ما بتحريك بتهاى جاندار به خودكشى مى پرداختند و تسليت آنان براى دلدارى خود چنين بود كه ما مرد كارزاريم ما قهرمانيم ما نبايد مغلوب شويم و نمى دانستند كه شكست و پيروزى آنان جز سقوط در عذاب الهى يا دوزخ اجتماعى كه سوداگران جانهاى آدميان براى آنان شعله ور مى ساختند ، نتيجه اى ديگر در بر نداشت پس - اين هم يك تصور بىاساس است كه اسلام با شمشير پيروز شده است ١ - كدامين شمشير چند قبضه شمشير زنگ خورده در پهنهء ريگزارهاى شبه جزيرهء عرب كه همواره آنها را براى اختلاف دائمى كه داشتند بر مغزهاى خود فرو مى كردند ٢ - اسلحهء بىشمار و نيروى انسانى متشكل آن دوران در دست دو امپراطورى ايران و رم بوده است ، نه چند نفر عرب دور از سياست و حقوق و اقتصاد و فرهنگ و ارتش و ارتباطات مثمر با ديگر اقوام و ملل .
٣ - در تاريخ بشرى هرگز ديده نشده است كه اسلحهء كشنده راهى به دل آدميان باز كند و مكتب و جهانبينى و شناخت حيات طبيعى و « حيات معقول » را براى آنان تقديم نمايد . چنين كار بزرگ و دگرگون كردن فرهنگهاى