ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢
( يوم الدار ) كشته بودند . آنچه كه مى تواند مقصود و هدف اصلى معاويه را آشكار بسازد ، مسئلهء خون عثمان نيست ، بلكه مطلبى است كه خود صريحا مى گويد .
« معاويه : اگر حقيقت آنست كه شما گمان مى كنيد ، چرا على بن ابي طالب زمامدارى را بخود اختصاص داده و با ما و كسانى كه در اينجا با ما هستند مشورت نكرده است امير المؤمنين ( ع ) : مردم پيرو مهاجرين و انصارند و آنان براى همه مسلمانان شهرها در بارهء اولياى امر و پيشوايان دينشان شاهدند . مهاجرين و انصار با كمال رضايت به من بيعت كردهاند و من نمى گذارم امثال معاويه باين امت حكومت كند و بر دوش آنان سوار شود و اجتماعشان را متفرق بسازد .
معاويه : چرا آن عده از مهاجرين و انصار كه اينجا هستند ، با على بيعت نكردهاند و با او در مشورت شركت ننمودهاند امير المؤمنين ( ع ) : مشورت و بيعت با بدريون است نه عموم صحابه و در روى زمين يك بدرى وجود ندارد مگر اين كه با من بيعت كرده است و با من است و يا اين كه مطلع گشته و رضايت داده است . شما را معاويه در بارهء جان و دينتان فريب ندهد . » [١] در جملات بالا با كمال وضوح هدف اصلى معاويه از كارشكنى و مبارزه با ولى الله اعظم روشن مى شود كه خلاصه اش اينست كه چرا على بن ابي طالب در موضوع زمامدارى ، مرا ناديده گرفته است « نصر بن مزاحم » مى گويد : « ابو امامه باهلى و ابو الدرداء بنزد معاويه رفته و باو گفتند : چرا با اين مرد به جنگ و مبارزه پرداخته اى در صورتى كه سوگند بخدا ، سابقهء اسلام او از تو قديمتر و باين امر شايسته و به رسول خدا ( ص )
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ٤ از ص ١٦ تا ١٨ .