ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧١
عثمان را نكشتهام . همين چهار نفر بنزد معاويه برگشته و به او خبر دادند كه امير المؤمنين نسبت قتل عثمان را به او تكذيب نموده و خدا را شاهد گرفته كه او عثمان را نكشته است [ اين رفت و آمد بترتيب زير ادامه پيدا مى كند و سخنان امير المؤمنين ( ع ) را به معاويه و سخنان معاويه را به امير المؤمنين خبر مى دهند . ] معاويه : اگر او عثمان را با دست خود نكشته است ، او بوده است كه دستور به قتل او داده و انبوه مردم را به قتل او تحريك كرده است .
امير المؤمنين ( ع ) : خدا شاهد است ، بخدا سوگند ، آنچه كه معاويه گفته است ، دروغ است .
معاويه : اگر على راست مى گويد ، قاتلان عثمان را كه در سپاهيان او هستند بدست ما بدهد ، تا ما آنان را قصاص كنيم .
امير المؤمنين ( ع ) : آنان قرآن را عليه عثمان تأويل نمودند و ميان آنان و عثمان جدائى [ نظرى و اجتهادى ] بوجود آمد و در حالى كه سلطه در دست عثمان بود ، او را كشتند و براى امثال اين قاتلان قصاصى نيست .
بدين ترتيب امير المؤمنين معاويه را از نظر مبانى فقه اسلامى مغلوب ساخت » [١] البته چنانكه در بعضى از سخنان امير المؤمنين عليه السلام ديده مى شود تحقيق و بررسى در دلايل آنان كه مردم را به قتل عثمان تحريك كرده بودند صحيح بود ، ولى چنين كار بزرگى در آرامش و نظم جامعه امكان پذير بود ، نه در وضعى كه معاويه عمدا پيش آورده بود كه تحقيق و بررسى امكان پذير نباشد . و آنگهى چنانكه در گذشته گفتيم : قاتلان حقيقى عثمان عبارت بودند از دو نفر بنام قتيرة بن وهب و سودان بن حمران نه محمد بن ابى بكر [١] و مالك اشتر و عمرو بن الحمق و مى دانيم كه دو قاتل مزبور را بردگان عثمان در همان روز غائلهء
[١] سيوطى در تاريخ الخلفاء ص ١٦١ صريحا مى گويد : محمد بن ابي بكر در قتل عثمان شركت نكرده است و اين عدم شركت محمد را عدهء زيادى از مورخين نقل كردهاند همچنين هيچ تاريخ موثقى شركت مالك اشتر و عمرو بن حمق را در قتل عثمان بطور مستند ذكر نكرده است .
[١] سيوطى در تاريخ الخلفاء ص ١٦١ صريحا مى گويد : محمد بن ابي بكر در قتل عثمان شركت نكرده است و اين عدم شركت محمد را عدهء زيادى از مورخين نقل كردهاند همچنين هيچ تاريخ موثقى شركت مالك اشتر و عمرو بن حمق را در قتل عثمان بطور مستند ذكر نكرده است .