ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧
وجود دارد كه اگر خيالات بىسروته و تلقينات بىاساس كه مغز شما را پركرده است ، فرصتى داد ، باين نوع تفكر نيز بپردازيد ، و نترسيد ، زيرا اگر سودى هم براى شما نداشته باشد ، ضررى نخواهيد كرد . نمونه هايى از قضايايى كه با اين نوع تفكر در بارهء حيات داريم ، بقرار زير است : ١ - حيات انسانى با يك موج انديشه مى تواند يك جامعه اى را دگرگون بسازد .
٢ - حيات انسانى بقدرى مى تواند از لطافت و ظرافت عالى برخوردار باشد كه همهء انسانها را جزئى از خود بداند .
٣ - حيات انسانى بقدرى لطيف و زيبا مى شود كه هستى را مانند يك بوته گل زيبا تلقى كند .
٤ - حيات انسانى بقدرى به خشونت مى گرايد كه خود را با قيافهء خصومت روياروى عالم هستى مى بيند .
٥ - حيات انسانى بقدرى حساسيت پيدا ميكند كه : من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان يعنى ظريف و لطيفترين حقيقتى كه دم فرشتگان ملكوتى است ، او را ناراحت و ملول مى نمايد .
٦ - با اين حال وقتى كه عشق در دل او راه ميابد ، قدرتى كه در برابر همهء جهان هستى مى تواند مقاومت كند ، در خود مى بيند :
< شعر > قال و مقال عالمى مى كشم از براى تو < / شعر > [١] ٧ - حيات انسانى وقتى كه در ظلمات جهل فرو رفت ، همهء جهان را تاريك مى بيند .
٨ - حيات انسانى وقتى كه با نور معرفت منور گشت ، جهان را پر از فروغ الهى مى بيند .
[١] اين بيت از حافظ است : < شعر > من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان قال و مقال عالمى مى كشم از براى تو < / شعر >