ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٣
اما كسانى كه بيرون از آن بازداشتگاه بودهاند ، هيچ دليلى براى احساس درد و رنج آنان وجود ندارد . ولى راسل اين درد و رنج را به همهء انسانهائى كه بيرون از بازداشتگاه هستند نيز تعميم مى دهد » .
راسل : بله ، ولى نه تنها براى آدمهاى توى بازداشتگاه بلكه براى آدمهاى بيرون هم كه در بارهء اين اعمال فكر كردهاند ، دردناك بوده است .
كاپلستون : بله ، در عالم تخيل كاملا درست است .
« معناى اين پاسخ اينست كه رنج كشيدن يا احساس ناراحتى اشخاص بيرون از بازداشتگاه ، خيالات محض است ، يا يك احساس بىاساسى است كه بهيچ مبنائى اصيل متكى نيست . اين اعتراض كاپلستون بر مبانى فكرى راسل در مسئلهء مورد بحث هيچ جوابى ندارد ولى با اين حال ، چون آقاى راسل مى خواهد صداى آن استادى را كه تلاش مى كرد موسيقى طبيعت را بگوشش بنوازد ، ناشنيده بگيرد ، مى گويد : « بله ، من در اين مورد بيش از مورد ادراك رنگ احتياج به دليل ندارم . بعضى مردم هستند كه خيال ميكنند همه چيز زرد است ، بعضى مردم يرقان دارند و من با اين مردم موافق نيستم ، من نمى توانم ثابت كنم كه همه چيز زرد نيست ، دليلى براى اثبات اين موضوع در دست نيست ، ولى بيشتر مردم با من موافقند كه همه چيز زرد نيست و بيشتر مردم هم با من موافقند كه فرمانده بلزن اشتباه ميكرد » اولا آقاى راسل در ص ١٩١ وقتى كه مى خواهد علت اين كه بعضى چيزها زرد بنظر مى رسند را بيان كند ، چنين مى گويد : « خوب ، چرا يك چيز زرد بنظر مى رسد و يك چيز ديگر آبى ، من از دولت سر فيزيكدانها مى توانم به اين سؤال كما بيش جواب بدهم » گويا اين دولت سر فيزيكدانها را راسل در اينجا فراموش كرده است كه مى گويد : « من نمى توانم ثابت كنم كه همه چيز زرد نيست » واقعا جاى شگفتى است ، اگر هر يك از رنگها از نظر فيزيكى مربوط به تموجات و نور ميباشد ، چنانكه هست ، مسلما شما براى اثبات و تعيين هر يك از آنها با عدد و واقعيت سرو كار داريد ، مسلما