ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤
ولى مطابق دلايل عقلى و قرآنى و ديگر منابع اسلامى ارواح انسانها نابود نمى گردند ، زيرا : خلقتم للبقاء لا للفناء ( شما براى بقاء آفريده شدهايد نه براى فنا ) اين دو مسئله مسلم و جاى ترديد نيست . فقط عده اى از اسيران و غوطه وران در طبيعت هستند كه بقاى روح را نمى پذيرند ، و براى اين عدم پذيرش دليل قطعى نياوردهاند ، و دليلشان همان « نمى بينم ، پس نيست » است كه اگر صحيح باشد ، اكثر معرفتهاى بشرى در بارهء انسان و جهان پوچ و نابود و بىاساس خواهد بود .
از آن مسائلى كه شعراء و مردم با ذوق و علاقمند به ادبيات را بشدت تحريك نموده و مطالب بسيار جالب و شيرين در بارهء آن گفتهاند عبارتست از زوال و فناى دنيا و انسانها . از آن جمله ابياتى است كه ابو العلاء معرى و خيام در رباعياتى كه منسوب به او است ، گفتهاند .
< شعر > غير مجد فى ملَّتى و اعتقادى نوح باك و لا ترنّم شاد از ديدهء من يكسان بشمر همه الحان را اين نغمهء بلبل را و آن نوحهء گرايان را و شبيه صوت النّعىّ أذا قيس بصوت البشير في كلّ ناد از ديدهء دل بنگر بينى كه همانند است آرند صلاى مرگ يا مژدهء جانان را أبكت تلكم الحمامة ام غنّت على فرع غصنها الميّاد برگوى كبوتر را بر شاخهء گل سروده خه گريهء سوزان را خه نغمهء مستان را صاح هذى قبورنا تملأ الرّحب فأين القبور من عهد عاد اين پهن زمين پر گشت از لاشهء ما ياد آر آن دورهء عاد و طسم و ان دوره قحطان را خفّف الوطا ما اظنّ اديم الأرض الَّا من هذه الأجساد < / شعر >