ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٠
تفسير عمومى خطبهء پنجاه و دوم
تفسير عمومى خطبهء پنجاه و دوم ٤ ، ٩ - ألا و إنّ الدّنيا قد تصرّمت و آذنت بانقضاء و تنكَّر معروفها و أدبرت حذّاء فهى تحفز بالفناء سكَّانها و تحدوا بالموت جيرانها ( آگاه باشيد ، استمرار حيات دنيا هر لحظه اى قطع مى شود و بگذشته مى خزد و انقراض لحظات خود را اعلام مى دارد . و حقيقت اصلى آن كه در پشت پرده است ، ناشناخته مى باشد [ و يا آنچه كه از دنيا خوشايند است ، ناخوشايند مى گردد ] . دنيا با سرعت شديد پشت به زندگان مى نمايد و ساكنان خود را بسوى فنا دفع ميكند و همسايگانش را با آهنگ مرگ مى راند ) .
تكيه بر دنيا ناشى از پندار ثبات و دوام آنست
تكيه بر دنيا ناشى از پندار ثبات و دوام آنست < شعر > تكيه بر اختر شبگرد مكن كاين عيار تاج كاووس ربود و كمر كيخسرو < / شعر > حافظ شايد هيچ فرد عاقلى در همهء تاريخ بشرى نتوان پيدا كرد كه بگويد : زندگى ابديست و پديده اى بنام مرگ وجود ندارد . همه مى دانند زندگى همهء زندگان فانى و پايان پذير است . با اين علم و اعتراف عمومى بر فناى زندگى اين همه اصرار قرآن و احاديث و مخصوصا كتاب مقدس نهج البلاغه در بارهء فناى حيات و رو بزوال رفتن دنيا چه علتى دارد اساسىترين علت اين اصرار