ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣
آنچه آمده است رفتنى است مبانى عالم خلقت و پديدههاى آن ، فيض هستى خود را از خداوند فياض مطلق مى گيرد و بقاء و ابديت در ذات آن نيست ، بلكه مقتضى بقاء و ابديت را حتى بطور بالقوه هم دارا نمى باشد . اصلا معناى حركت و دگرگونى مستمر در همه اجزاء و روابط عالم خلقت از يك طرف و اين كه دستگاه هستى از فيض الهى شروع شده است و اين فيض بمقدار استعداد محدودى كه در دستگاه هستى وجود دارد ، ادامه خواهد يافت ، همين است كه دنيا رو به فنا است .
( وَلا تَدْعُ مَعَ الله ) [١] ( همه چيز نابود شدنى است مگر وجه خداوندى ) .
( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ) [٢] ( همهء نفوس انسانى مرگ را چشيده سپس بسوى ما بر مى گرديد ) .
( إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ ) [٣] ( تو اى پيامبر ، از دنيا مى روى و آنان نيز خواهند مرد ) .
( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإِكْرامِ ) [٤] ( هر كس [ يا هر چيز ] كه در روى زمين است رو به فنا است و تنها وجه پروردگار تو كه داراى جلال و كرامت است ، باقى خواهد ماند ) .
اما فناى انسانها بمعناى فنا و اضمحلال اجسام آنان كه جزئى از عالم خلقت هستند ، مطابق حس و دلايل عقلى و قرآنى كه متذكر شديم ، روشن است و خداوند متعال با قدرت مطلقهء خود اين اجسام فانى و پوسيده را در روز محشر جمع آورى نموده و بار ديگر آنها را براى ايفاى مسئوليت زنده خواهد كرد .
[١] القصص آيه ٨٨ .
[٢] العنكبوت آيه ٥٧ و آل عمران آيه ١٨٥ و الانبياء آيه ٣٥ .
[٣] الزمر آيه ٣٠ .
[٤] الرحمن آيه ٢٦ .