ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦
جبران اين پديده در همهء شئون زندگى است كه وظيفهء حياتى تعليم و تربيت براى عادت دادن مردم به پيدا كردن حق و حقگرايى روشن مى شود . اين تعليم و تربيت است كه مى تواند حق را از آلوده شدن به باطل حراست كند و مغز و روان مردم را چنان با حق و حقيقت آشنا بسازد كه با جان عزيز خودشان .
و مادامى كه اين موضوع در تعليم و تربيتهاى انسانى ضرورى تلقى نشود ، پديدهء شستشو بعنوان بهترين و ساده ترين وسيله براى استخدام انسانها در راه تحصيل هدفهاى نابكارانهء قدرتمندان ، رايج و متداول خواهد ماند . زيرا قدرت آن عامل بسيار جالب و خيره كننده است كه براى بدست آوردن و ابقاى آن از هيچگونه تبهكارى اغماض و چشمپوشى نمى شود ، تا آنجا كه حق و حقيقت و واقعيت و صدق و قانون و عدل و تعهد و احساس مسئوليت و همه و همهء اين حقايق در برابر قدرت هيچ و پوچ ميشوند ، تنها راه پيشگيرى معقولى كه بنظر مى رسد ، آموزش و پرورش جدى مردم در بارهء آن حقايق و اضداد آنها است كه مى تواند مردم را با حياتى بودن آنها آشنا ساخته و از طغيانگرى قدرتها و توسل به شستشوى مغز و روان در راه اشباع حس قدرت طلبىها جلوگيرى نمايد .
احتياجى به گفتگوى زياد در بارهء مختصات قدرت ناآگاه در دست قدرتمندان نابينا وجود ندارد ، فقط همين مقدار كافيست كه بدانيم قدرت فقط عاشق دلباختهء خويشتن است و بس و غير از خود چيز ديگرى براى قدرت مطرح نيست . قدرتى كه تا انكار خدا و مبارزه با عقل و وجدان خود قدرتمند حاضر است ، مغز و روان ديگر انسانها چه ارزشى براى او دارد كه لحظه اى با خويشتن نشسته و بگويد : « كشتن و نابود كردن يك انسان يا يك جامعه چه تفاوتى با شستشوى مغزى و روانى آنان دارد » در اينجا بايد خود مردم را مخاطب قرار داده و بگوئيم : « پيش از آنكه ارباب زر و زور و تزوير دست بكار شستشوى مغزى و روانى شما شوند ، فكرى بحال خود كنيد ، مسائلى را كه براى شما مطرح ميكنند ، سبك مشماريد ، صورت ظاهر را كه ممكن است با آرايشهاى