ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٢
بگويد : بنا بر فرمايش شما ( چشمگيران مزدور ) قضا و قدر خداوندى چنين است كه : ١ - قدرت محوران براى رسيدن بقدرت ، مى توانند حق قانونى يك انسان كامل را كه هرگز از حق و قانون تعدى نمى كند پايمال نمايند .
٢ - قدرت محوران مى توانند آب را كه مادهء حياتى انسانها است ، بروى هفتاد هزار مسلمان كه عمار بن ياسرها و مالك اشترها و صدها مردم پارسا و متقى در ميان آنان وجود دارند ببندند و بخواهند كه آنان از تشنگى نابود شوند ، و اگر مورد بازخواست قرار بگيرند ، پاسخ بدهند كه : خوب ، قضا و قدر الهى چنين بوده است .
٣ - قدرت محوران مى توانند هزاران اراذل و اوباش را مانند بسر بن ارطاة و سفيان بن عوف غامدى را بسيج كنند و در هر شهر و ديارى كه نام على بن ابي طالب را بشنوند ، همهء جانداران آن شهر و ديار را بكشند و تار و مار كنند و پاسخ آنرا به چشمگيران قرآن بدست حواله كنند كه آنان با كمال وقاحت بفرمايند كه خوب ، قضا و قدر الهى است و ربطى به ما و معاويه صفتان ندارد .
٤ - قدرت محوران با تكيه به قضا و قدر مجازند كه دروغ بگويند و به تناقضگوئىها مرتكب شوند و دليل اين جواز انسان سوز را همان قضا و قدر الهى ارائه بدهند .
٥ - قدرت محوران مى توانند قرآن ، آن كتاب الهى را مستمسك قدرت - پرستىهاى شيطانى خود قرار داده و قرآن و قرآنيان را نابود بسازند چرا دست بچنين كارى نزنند ، با اين كه قضا و قدر چنين دستورى را صادر كرده است .
٦ - قدرت محوران مى توانند همهء تعهدهائى را كه بسته و براى ايفاى آنها سوگند ياد كردهاند ، نقص نموده و از بين ببرند ، چنانكه معاويه تعهدهائى را كه با امام حسن مجتبى عليه السّلام بسته بود ، نقص كرد و از بين برد ، چرا