ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢١
روانى كه مساوى نابود شدن شستشو شدگان است ، اشكال و طرق گوناگونى دارد . شخصيتهاى چشمگير جوامع وقتى كه تحت تأثير قدرت محوران قرار مى گيرند ، مى توانند از مؤثرترين عوامل شستشوى مغزى و روانى بوده باشند .
در دوران امير المؤمنين ( ع ) عمرو بن عاص را مى بينيم كه خود را در برابر ثروت و جاه و مقام دنيا به معاويه مى فروشد و شروع به شستشوى مغزى و روانى مردم ساده لوح مى نمايد و اين جمله را در جو جامعه مى پاشد : « على بن ابي طالب ( ع ) مرديست شوخ طبع » در صورتى كه تاريخ بشرى قيافه اى به جديت قيافهء فرزند ابي طالب بخود نديده است ، سرتاسر زندگى او يك لحظه بىتوجه به خدا و ابديت كه روح آدمى را با جدىترين حالات بخود مشغول مى دارند ، نگذشته است .
نالههاى شبانگاهى او و مناجاتهاى دائمى و عشق برين او به ديدار خداوندى چيزى نيست كه كسى در آن شك و ترديد نمايد . با اين حال مى بينيم عمرو بن - عاص براى اداى وظائف نوكرى و خود فروختگى خويش به معاويه ، وارد ميدان مى شود و با اين جملهء صد در صد دروغ كه فرزند ابي طالب مردى است شوخ طبع به شستشوى مغزى و روانى ساده لوحان مى پردازد . گروهى ديگر از چشمگيران را سراغ داريم كه با دو شكل و يا دو طريق مزدورى معاويه را براى عمل شستشو بعهده گرفته و مردم ساده دل را از حق و حقيقت محروم مى ساختند :
شكل يكم - اشخاصى چشمگير بودند كه مى گفتند : « بلى ، على بن ابي طالب مردى است بزرگ و او با رسميت كامل به زمامدارى رسيده است ، اما خوب ، چه بايد كرد كه قضا و قدر هم وجود دارد يعنى در قضا و قدر الهى است كه معاويه هم كه مردى است مسلمان و داراى قدرت ، نظريات خودش را طرح و پياده كند و قضا و قدر الهى را نمى توان منتفى ساخت » ملاحظه مى شود كه اصطلاح قضا و قدر چگونه بصورت عامل شستشوى مغزى و روانى برآمده ، عقل و هوش و وجدان مردم ساده لوح را از كار مى اندازد . و معلوم است كه وقتى چنان جملاتى از دهان چشمگيران شنيده شود ، چه كسى قدرت دارد كه