ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨
پيدا كرد نه هرگز ، بنا بر اين ، هر عامل و دليلى كه براى تجويز زمامدارى ستمكار بر جامعه [ كه بدعت است ] در نظر گرفته شود ، چيزى جز هوى و هوس بنيانگذاران بدعت نخواهد بود . آيا مى توان براى شكستن اصل « لزوم ايفاء به تعهدها » ، منطقى جز هوى و هوس شيطانى عهد شكنان تصور نمود آيا مى توان براى تحريف « لزوم ارتباط با خدا در اشكال عبادات » دليلى و عاملى جز هوى و هوسهاى پليد حيوانى پيدا كرد مسلما هرگز ، زيرا : و ما ذا بعد الحقّ الَّا الضّلال ( چيست در بيرون از حق جز گمراهى ) كه مستند به اميال و هوىهاى نفسانى است . با اين بيان هيچ جمله اى براى تعيين نخستين عوامل بدعتها نمى تواند با جمله اى كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است ، برابرى كند .
پس از آنكه بدعتهائى در يك جامعه بوسيلهء هواها و خودپرستىها بروز كرد ، نوبت ظهور فتنهها و آشوبها فرا مى رسد ، زيرا طبيعى است كه بدعتها هر اندازه هم ماهرانه و عوامفريبانه به اجتماع عرضه شوند ، بالاخره با متن واقعيات دين كه با قرآن محورى و حفظ سنت و فعاليت عقول سالم پاكان جامعه براى خردمندان جامعه تثبيت شده است ، ناهماهنگ و ناسازگار گشته ، موجب بروز آراء و عقايد و تأويلات و تفسيرات شخصى مى گردد و شعلههاى فتنه و آشوب زبانه مى كشد و گروه بندىها شروع مى شود .
٦ ، ١٣ - فلو أن الباطل خلص من مزاج الحقّ لم يخف على المرتادين . و لو أنّ الحقّ خلص من لبس الباطل انقطعت عنه ألسن المعاندين . و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان ، فهنالك يستولى الشّيطان على أوليائه و ينجوا « الَّذين سبقت لهم من اللَّه الحسنى » [١]
[١] اقتباس است از آيهء شريفه ( إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ ) الانبياء آيه ١٠١ ( كسانى كه سابقهء نيكو از ما بر آنان گذشته است ، از آن دوزخ دور خواهند بود ) .