ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣
اين خرافات و مزخرفات را با چه دليلى به هشام بن حكم كه از تلامذهء خاص امام صادق ( ع ) است ، نسبت دادهاند . آنچه كه در روايات آمده است ، اينست كه هشام بن الحكم چنين نظرى را اظهار كرده است كه خدا جسم است ، سپس از او نقل شده است كه او جسمى است نه مانند ديگر اجسام ( جسم لا كاالاجسام ) و سپس امام صادق ( ع ) و حضرت موسى بن جعفر ( ع ) اين عقيده را رد و طرد فرمودهاند و چون هم هشام بن حكم و هم هشام جواليقى با امام معصوم در ارتباط بوده و همواره از آن معادن حكمت و وحى استفاده مى كردند ، قطعا آن نظريه تجسم را رها كردهاند . « از محمد بن نعمان الاحول و هشام بن سالم معروف به جواليقى و ابو مالك بن حضرمى نقل شده است كه خدا نورى است بصورت انسان . . . » [١] آيات قرآنى با صراحت تمام هرگونه تشبيه خدا را بر ديگر موجودات ممنوع و مطرود مى نمايد . از آن جمله : ( فاطِرُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ ) [١] ( هيچ چيزى مثل او نيست و او است شنوا و دانا ) .
( سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يَصِفُونَ ) [٢] ( خداوند از آن توصيفاتى كه ميكنند پاكيزه تر و بالاتر است ) .
اين مضمون در آيهء ٢٢ از الانبياء و ٩١ از المؤمنون و ١٥٩ از الصافات و ١٨٠ از الصافات و ٨٢ از الزخرف آمده است . علت اساسى تشبيه خداوند به ديگر موجودات ، كه در همهء اقوام و ملل در همهء دورانها ديده مى شود ، عدم توجه دقيق و دريافت صحيح خداوند متعال است . اين عدم توجه خود معلول ضعف شعور و تعقل و دريافتهاى مربوط به حقايق عالىتر است كه از دسترس
[١] همان مأخذ از ص ٢٢٤ تا ص ٢٣٨ خرافات فراوانى را در تشبيه خدا به موجودات جسمانى نقل كرده است ( البته همهء اين نقل قولها بدون اسناد و باصطلاح مرسل مى باشند ، و نمى توان بطور قطع آنها را بآن اشخاص نسبت داد )
[١] همان مأخذ از ص ٢٢٤ تا ص ٢٣٨ خرافات فراوانى را در تشبيه خدا به موجودات جسمانى نقل كرده است ( البته همهء اين نقل قولها بدون اسناد و باصطلاح مرسل مى باشند ، و نمى توان بطور قطع آنها را بآن اشخاص نسبت داد )
[٢] الانعام آيهء ١٠٠ .