ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠
< شعر > صد هزاران معجزات انبياء كان نگنجد در ضمير و عقل ما نيست از اسباب تصريف خداست نيستها را قابليت از كجاست قابلى گر شرط فعل حق بدى هيچ معدومى به هستى نامدى < / شعر > جريان قانون « عليت » براى تكاپو است حركت و تكاپوى بشرى كه عامل به فعليت رسيدن استعدادها و نهادهاى با ارزش او است همراه با مقدارى از پديدهها و جريانات حيات بخوبى نشان مى دهد كه مسئلهء تكاپو و تلاش در زندگى بشرى يك اصل داراى اهميت حياتى است .
از آن جمله : حصول تدريجى معلومات و تجارب است كه هيچ كس از مادر ، عالم متولد نمى شود و بايد در اين دنيا علم را با كوشش و تكاپو بدست بياورد . هر گونه امتياز قابل توجه كه بتوان آنرا به خود انسان مستند ساخت ، نه به عوامل جبرى [ كه ممكن است امتيازاتى را براى انسان بچسباند ] ، يعنى همهء امتيازات اختيارى احتياج به كار و كوشش دارد . وقتى كه از روى آگاهى همه جانبه به متن جريان خلقت مى نگريم ، مى بينيم كه خود اين جريان بزرگ هم كه بشر بايد وضع زندگى خود را با آن تطبيق بدهد ، بطورى صورت مى گيرد كه به هدفها و وسائل تقسيم مى گردد و آن هدفها با فاصله هايى كم و زياد انسان را وادار به تلاش و تكاپو ميكنند بعنوان مثال : براى رسيدن به يك محصول زراعى مجبور است روزها بلكه ماهها تلاش كند تا آن محصول را بدست بياورد . در امتداد اين روزها و ماهها علل و معلولاتى قرار گرفته است كه براى تحقق بخشيدن به آنها مجبور مى شود تلاش كند ، مثلا براى نمو آن زراعت كه تدريجا صورت خواهد گرفت ، بايد آبيارى كند و دفع آفات نمايد ، تا به آن محصول كه هدفگيرى شده است ، برسد :
< شعر > ليك اغلب بر سبب راند نفاذ تا بداند طالبى جستن مراذ < / شعر > [١]
[١] مقصود از مراذ همان مراد است كه براى تطابق با نفاذ با ذال آورده است .