تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٥ - وجدان صاف اختيار را به خوبى احساس مى كند
چه تضادى تندتر از اين كه وجدان در عين حال كه نظاره مى كند ، حكم صادر مى كند ، ودر همان حال خود را به پاى محاكمه مى كشد ، واقعيت را از صدها رويداد پر پيچ وخم در مى آورد وبدون كوچكترين گذشت واغماض ، مجرم يا مبرى بودن آدمى را معين مى كند ، حكم صادر را اجرا مى كند وبا سرزنش بسيار روشن كه گاهى خيلى تلختر از كيفرهاى خارجى است ، مجازات مى كند ، قطب نمايى است كه مسير كشتى وجود آدمى را در اقيانوس زندگى نشان مى دهد ، بعيد نيست كه شمارهء فعاليتهاى گوناگون وجدان به پنجاه نوع فعاليت بالغ شود . وبهر حال جلال الدين در اين ابيات قيافهء نظاره ودرك حسى وجدان را مطرح نموده وبه ثبوت اختيار بوسيلهء اين قيافه بهره بردارى مى كند واين استفاده فوق العاده عالى ومنطقى است .
مادامى كه درون آدمى مخلوط به اوهام وكجروىها وعقايد تلقين شده از خارج نباشد ووجدان صفاى خود را حفظ كند ، اختيار را به روشنايى كامل احساس خواهد كرد . در ابيات بعدى ندامت وجدانى را هم پيش مى كشد واز احساس پشيمانى پس از ارتكاب بزشتى براى ثبوت اختيار استدلال مى كند .
اين مسئلهء پشيمانى را در ابيات دفترهاى پيشين هم مورد توجه قرار داده ومى گويد :
يك مثال اى دل پى فرقى بيار تا بدانى جبر را از اختيار دست كان لرزان بود از ارتعاش وآن كه دستى را تو جنبانى ز جاش هر دو جنبش آفريدهء حق شناس ليك نتوان كرد اين با آن قياس زان پشيمانى كه جنبانيديش چون پشيمان نيست مرد مرتعش
اعتراضى به مسئلهء پشيمانى وارد شده كه ما در كتاب وجدان مطرح وپاسخ آن را دادهايم . استدلالهاى ديگرى را كه جلال الدين در ابيات مورد نقد وتحليل مى آورد تقريبا همان استدلالهاى ابيات عنوان قبلى است ، لذا موردى براى تكرار نمى بينيم .