تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - شماره روايات مورد استشهاد و تفسير و اقتباس جلال الدين در مجالس سبعه
بر نادانان باز گو نكنيد ، اگر به آنان از حكمت بگوييد ، ستم بر آنان كردهايد وحكمت را از اهل حكمت ممنوع نكنيد ، اگر ممنوع كنيد به آنان ستم ورزيدهايد ) .
« روى الكشى عن ابى جعفر البصرى ، قال دخلت مع يونس بن عبد الرحمن على الرضا عليه السلام فشكا اليه ما يلقى من اصحابه من الوقيعه ، قال الرضا عليه السلام : دارهم فان عقولهم لا تبلغ . » [١] ( كشى از ابو جعفر بصرى نقل مى كند كه با يونس بن عبد الرحمن به حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام وارد شديم ، يونس از اعتراضاتى كه يارانش به او مى كردند به حضرت رضا عليه السلام شكايت كرد . آن حضرت فرمود : ( با آنان مدارا كن ، زيرا عقولشان به رشد وبلوغ نرسيده است ) .
« وعن ذريح المحاربى قال سألت ابا عبد الله عليه السلام عن جابر الجعفى وما روى فلم يجبنى واظنه قال : وسألته ثانيا ولم يجبنى ، فسألته الثالثه ، فقال لى يا ذريح ، دع ذكر جابر فان السفله اذا سمعوا باحاديثه شنعوا او قال اذاعوا . » [٢] ( واز ذريح محاربى نقل شده است كه مى گويد : از امام صادق عليه السلام در بارهء جابر جعفى ورواياتى كه مى گويد ، پرسيدم [ وگمان مى كنم كه ذريح گفت : دومين بار پرسيدم باز جواب نداد ، دفعهء سوم كه پرسيدم ، فرمود : اى ذريح از جابر صحبت مكن ، زيرا مردم پست هنگامى كه احاديث او را مى شنوند ، او را تشنيع ( به او اعتراض مى كنند وتقبيحش ) مى نمايند ، [ يا فرمود : ] اسرارى را كه او مى گويد فاش مى نمايند ) .
مضمون وجود اسرار در نزد ائمه معصومين عليه السلام واين كه بعضى از آن اسرار را به خواص ياران خودشان ابراز فرمودهاند در روايات زيادى آمده است كه ما تنها به ذكر بعضى از اشخاص آنها كفايت مى كنيم ، از آن جمله :
[١] مصابيح الانوار ، ج ١ ص ٣٥٣ . .
[٢] مصابيح الانوار ، ج ١ ص ٣٥٣ . .