تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٥ - تمام عمر در خواب بودم ، آنگاه بيدار شدم كه فهميدم زندگى همان احساس وظيفه است و انجام آن
((٤٠٧٥)) گفت اياز اى مهتران نامور امر شه بهتر به قيمت يا گهر ؟
گوهر امر شه بود اى ناكسان جمله بشكستند گوهر را عيان
تمام عمر در خواب بودم ، آنگاه بيدار شدم كه فهميدم زندگى همان احساس وظيفه است وانجام آن مضمون اين جمله را به كانت فيلسوف آلمان نسبت مى دهند وچه جملهء منطقى وزيبا مى گويم : منطقى وزيبا شايد براى بعضى از اشخاص دو كلمه منطقى وزيبا نادرست جلوه كند ، ولى اندك توجهى كافيست كه بدانيم جوهر منطقى اساسى زندگى همان احساس وانجام وظيفه است وبس ، زيرا براى پيدا كردن هدف زندگى جستجوى جريانات جبرى وطبيعى زندگى نه تنها اثرى ندارد ، بلكه شبيه به جستجويى است كه وجدان وعقل آدمى از مقام شامخ عقلانى ووجدانى پايين آمده وهدف خود را در آب واشعهء آفتاب وساير عناصر طبيعى كه در جريانات طبيعى جبرى خود اسپرماتوزئيد واول به وجود آورده وآنها را مبدأ وجود آدمى نمودهاند ، انجام مى دهد براى انسان كه مى خواهد به هدف اعلاى زندگى وايده آلش برسد ، تحصيل رشد وكمال لازم است . لزوم وبايستى ووجوب كلماتى هستند كه بدون در نظر گرفتن وظيفه وتكليف هيچ معناى معقولى را در بر ندارند .
گفتيم : گفتهء كانت زيبا است ، آرى خيلى زيبا است ، زيرا شما در هيچ نقطه از روى زمين ودر هيچ دورهاى از تاريخ بشرى نمى توانيد منظرهاى زيباتر از چشمان يك انسان پيدا كنيد كه فروغ احساس وظيفه شعله ورش مى سازد ونور الهى انجام وظيفه پرتو ابدى بر او مى بخشد .
اين كه جلال الدين مى گويد :
گوهر امر شه بود اى ناكسان جمله بشكستيد گوهر را عيان