تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٠ - عزم كردن شاه چون واقف شد بر آن خيانت كه بپوشد و عفو كند و او را بوى دهد و دانست كه آن فتنه جزاى قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل كه و من اساء فعليها و ان ربك لبالمرصاد و ترسيدن كه اگر انتقام كشد آن انتقام هم بر سر آيد چنانكه اين ظلم و طمع بر سرش آمد
روايت
تفسير ابيات
( آدم وحوا عليه السلام گفتند : اى پروردگار ما ، ما به خود ستم كرديم ، اگر تو ما را عفو نكنى وبر ما ترحم نفرمايى يقينا از ستم كاران خواهيم بود . ) روايت « من زنى زنى به ولو بحيطان داره » [١] ( هر كس زنا كند ، زنايى به سراغش خواهد آمد اگر چه به ديوارهاى خانه اش ) .
تفسير ابيات خليفهء مصر پس از شنيدن علت خندهء كنيزك به خود آمد وبياد گناه ولغزش خود افتاده توبه كرد وبا خويشتن مى گفت : كارى كه با ديگران كردم ، در صورت مجازات جبرى دامنم را گرفت .
من قصد ناموس ديگران را كردم ، ومجازاتش را ديدم ، من در خانهء كسى را زدم او هم به در خانهء من كوفت .
بلى انگشت به در ديگران مزن تا مشت به در خانهء تو نكوبند .
[ عيسى به رهى ديد يكى كشته فتاده حيران شد وبگرفت به دندان سر انگشت گفتا كه كرا كشتى تا كشته شدى زار تا باز كجا كشته شود آن كه تو را كشت انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت ]
اين قاعده كلى است كه اگر كسى با ناموس ديگران فسقى به جاى بياورد ، قواد ناموس خويشتن خواهد بود ، زيرا مجازات گناهى گناه ديگرى است . من از پادشاه موصل كنيزك را غصب كردم ، ديگرى آمد وهمان كنيزك را از من غصب نمود .
[١] جامع الصغير ، سيوطى ، ج ٢ ص ١٧١ . .