تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٢ - تفسير ابيات
مگر نمى دانى اين همه تناقضات كه در مكتبهاى بشرى به وجود آمده است ، ساخته وپرداختهء همين عقول است -
هر كسى چيزى همى گويد ز تيره راى خويش تا گمان آيدت كاو قسطاى بن لوقاستى هر كسى آرد به قول خود دليل از گفته اى در ميان بحث ونزاع وشورش وغوغاستى
تو ديگر با لجن كارى مى گسارى اين عقل تيره وآميخته به خس وخاشاك حواس وتخيلات وتوهمات بىپايه را تيره تر وآلوده تر مساز .
بعضى از كوته بينان مى گويند : اگر واقعيت اينطور باشد كه شما مى گوييد ، يعنى اگر مى گسارى عقل وهوش را ضايع وتيره سازد ، در بارهء اين تمدن سازان مغرب زمين كه بيش از آب خوردن به مى و مى گسارى مرتكب مى شوند ، چه مى گوييد ؟ اين اعتراض كننده بايد توجه كند كه اگر همان مردم بوسيله شراب عقل وهوش خودشان را دگرگون نمى ساختند ، به جاى جهان صنعتى كه خود را در پهنهء آن جهان مانند زنبور عسل ساختهاند ، تمدن انسانى به وجود مى آوردند وكتابى بنام « تمدن ودواى آن » و « انسان موجود ناشناخته » وكتابهايى در پوچى زندگى « نمى نوشتند وصداى هواپيماها را مانند طنين بانگ مرگ تلقى نمى كردند ، خود را برده ى بىاختيار آهن وفولاد مرگزاى نمى ساختند . بساط گرسنگى وفقر وفلاكت وجنگ را از روى زمين بر مى چيدند .
تفسير ابيات ضياء بلخ آدمى خوش الهام وبرادر شيخ الاسلام تاج بود ، مردم زياد براى درس گرفتن به پيش او مى رفتند . شيخ الاسلام كوتاه قد وبه قدر جوجهاى بود ،