تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٣ - در معنى ما شاء الله كان يعنى خواست خواستِ اوست و رضا رضاى او و از خشم و رد ديگران تنگ دل مباشيد كان اگر چه لفظ ماضى است ليكن در فعل حق ماضى و مستقبل نباشد كه ليس عند ربنا صباح و لا مساء
معناى « هر چه خدا بخواهد همان مى شود و بس » جبر و اكراه نيست ، بلكه براى آن است كه احساس اختيار مطلق نكنى كه در نتيجه وجودت لغو و تنبل و بىكار شود ، بلكه با اعتقاد به سلطهء مطلقهء مشيت الهى خود را به او نزديك كنى .
تفسير ابيات
((٣١٣٠)) روغنى كاو شد فداى گل بكل خواه روغن بوى كن خواهى تو گل گر نمى دانى بجو تأويل آن تا بتابد بر دلت آن را عيان
((٣١١٣)) گر بگويند آنچه مى خواهى تو راد كار كار توست بر حسب مراد
((٣١١٤)) آن گه ار منبل شوى جايز بود كان چه خواهى وآنچه جويى آن شود
معناى « هر چه خدا بخواهد همان مى شود وبس » جبر واكراه نيست ، بلكه براى آن است كه احساس اختيار مطلق نكنى كه در نتيجه وجودت لغو وتنبل وبىكار شود ، بلكه با اعتقاد به سلطهء مطلقهء مشيت الهى خود را به او نزديك كنى .
اين استدلال جلال الدين براى اثبات اختيار در مقابل دلايل جبر وقضا وقدرى چندان قوى به نظر نمى رسد ، زيرا اگر ما مشيت را از انسان نفى كنيم وبگوييم : هر چه كه در پهنه هستى نمودار مى شود ، ناشى از مشيت الهى است ، كوشش بندگان براى تقرب به خداوند هم يكى از معلولات مشيت خداوندى خواهد بود . امر بكوشش ومجاهدت در راه عبوديت ، بدون احتياج به گفته ى جلال الدين مى تواند اختيار انسان را اثبات نمايد ، لذا لازم است كه جملهء ما شاء الله كان را چنانكه در بارهء آيات مربوط به مشيت خداوندى گفتيم به طور مستقيم وبدون تاويل بپذيريم . زيرا جملهء فوق مى گويد : هر چه را كه خدا بخواهد محقق مى شود ، نه اين كه هر چه كه در عالم هستى به وقوع مى پيوند ، معلول مشيت خداوندى است اگر چه كفر وفسق وشرك بوده باشد .
تفسير ابيات اين كه گفته شده است : « هر چه خدا بخواهد همان محقق مى شود » براى آن نيست كه وجود تو عاطل وباطل شود ، بلكه براى تحريك به اخلاص وجديت است