تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١١ - تفسير ابيات
با اين كه تو نمى خواهى موصوف به كفر شوى ، باز كفر سراغت را مى گيرد ؟ چنانكه بارها گفتهايم : تكليف به شخص ناتوان قبيح ومذموم است ، همچنين خشم بر شخص مجبور ، مخصوصاً از خداوند مهربان قبيحتر است وهيچ جاى ترديد نيست كه خداوند از كفر خشمگين مى شود . اگر گاوى از پذيرش گاو آهن سر پيچى كند ، ضربهء زارع رامش خواهد كرد . ولى اگر گاوى پرواز نكند چون اصولا قدرت پرواز ندارد كسى از او باز خواست نخواهد كرد . حالا كه گاو در مخالفتش معذور نيست ، صاحب گاو كه عاقل است چه عذرى به انحرافاتش مى تواند بياورد ؟ اين مثل رايج را بشنو كه مى گويد : سرى كه درد نمى كند به خود با دستمال مبند . تو كه مى بينى اختيارى در تو وجود دارد ، بىدليل دور مغز سالم خود را با دستمال جبر مبند . بلى ، اگر مى خواهى كه اين اختيار قانونى را پشت سر بگذارى -
((٣١٠٥)) جهد كن كز جام حق يابى نوى بىخود وبىاختيار آنگه شوى (١)
آنگاه كه بادهء طهور جاذبهء الهى را به دست گرفتى ، اختيار تو جاى خود را به اختيار آن باده مى دهد وتو مانند مستان معذور مى گردى در آن موقع هر چه گويى در واقع گفته شراب است وهر چه را بروى رفته شراب است . مبادا گمان كنى كه آن مستى والا كه ما فوق همهء هشيارى است ، مانند مستى ضد هشيارى است ، آن مستى والا كه نتيجه جام شراب الهى است جز عدل وصواب ، راهى را نمى پويد ، چنانكه ساحران فرعونى پس از ايمان به خداى موسى به فرعون گفتند : هر كارى كه دلت مى خواهد در بارهء ما انجام بده . تو مى خواهى دست وپاى ما را ببرى ، ما همان مستانيم كه دست وپا نداريم . دست وپاى ما همان شراب الهى است واين دست وپاى مادى كه مى بينى سايه وپست است . وقتى كه مردان الهى جام بادهء الهى را سر بكشند ، سر تا سر وجود آنان در مستى مقدس حوزهء ربوبى غوطه ور مى گردد .
(١) ما مسائلى را در مجلدات اولى تفسير ونقد وتحليل در بارهء اختيار عالى در مقابل جبر عالى مطرح كردهايم ، مراجعه شود . .